مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤ - تناسب است یا نقص و کمال؟
پیوند خانوادگی زن و مرد را محکمتر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بریزد. قانون خلقت این تفاوتها را به این منظور ایجاد کرده است که به دست خود، حقوق و وظایف خانوادگی را میان زن و مرد تقسیم کند. قانون خلقت تفاوتهای زن و مرد را به منظوری شبیه منظور اختلافات میان اعضای یک بدن ایجاد کرده است. اگر قانون خلقت هر یک از چشم و گوش و پا و دست و ستون فقرات را در وضع مخصوصی قرار داده است، نه از آن جهت است که با دو چشم به آنها نگاه میکرده و نظر تبعیض داشته و به یکی نسبت به دیگری جفا روا داشته است.
تناسب است یا نقص و کمال؟
یکی از موضوعاتی که برای من موجب تعجب است این است که بعضی اصرار دارند که تفاوت زن و مرد را در استعدادهای جسمی و روانی، به حساب ناقص بودن زن و کاملتر بودن مرد بگذارند؛ چنین وانمود میکنند که قانون خلقت بنا به مصلحتی زن را ناقص آفریده است.
ناقص الخلقه بودن زن پیش از آن که در میان ما مردم مشرق زمین مطرح باشد، در میان مردم غرب مطرح بوده است. غربیان در طعن به زن و ناقص خواندن وی بیداد کردهاند. گاهی از زبان مذهب و کلیسا گفتهاند: «زن باید از اینکه زن است شرمسار باشد». گاهی گفتهاند: «زن همان موجودی است که گیسوان بلند دارد و عقل کوتاه»، «زن آخرین موجود وحشی است که مرد او را اهلی کرده است»، «زن برزخ میان حیوان و انسان است» و امثال اینها.
از این عجیبتر اینکه برخی از غربیان اخیراً با یک گردش صدوهشتاد درجهای اکنون میخواهند با هزارویک دلیل ثابت کنند که مرد موجود ناقص الخلقه و پست و زبون، و زن موجود کامل و برتر است.
اگر کتاب زن جنس برتر اشلی مونتاگو را- که در مجله زن روز منتشر میشد- خوانده باشید، میدانید که این مرد با چه زور زدنها و مهمل بافیها میخواهد ثابت کند که زن از مرد کاملتر است. این کتاب تا آنجا که مستقیماً مطالعات پزشکی یا روانی یا آمار اجتماعی را عرضه میدارد بسیار گرانبهاست، ولی آنجا که خود نویسنده شخصاً به «استنتاج» میپردازد و میخواهد برای هدف خود- که همان عنوان کتاب است- نتیجه گیری کند مهمل بافی را به نهایت میرساند. چرا باید یک