مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٩ - بخش سوم فلسفه پوشش در اسلام
فلسفههایی که قبلًا برای پوشش ذکر کردیم غالباً توجیهاتی بود که مخالفین پوشش تراشیدهاند و خواستهاند آن را حتی در صورت اسلامیاش امری غیرمنطقی و نامعقول معرفی کنند. روشن است که اگر انسان مسألهای را از اول خرافه فرض کند، توجیهی هم که برای آن ذکر میکند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث کنندگان، مسأله را با بیطرفی مورد کاوش قرار میدادند درمییافتند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامی هیچ یک از سخنان پوچ و بیاساس آنها نیست.
ما برای پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصی قائل هستیم که نظر عقلی آن را موجّه میسازد و از نظر تحلیل میتوان آن را مبنای حجاب در اسلام دانست.
واژه «حجاب».
پیش از اینکه استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم است یک نکته را یادآوری کنیم. آن نکته این است که معنای لغوی «حجاب» که در عصر ما این کلمه برای پوشش زن معروف شده است چیست؟ کلمه «حجاب» هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب. بیشتر، استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده وسیله پوشش است، و شاید بتوان گفت که به