مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٤ - کشتن نفس یعنی چه؟
این مطلب که نفس انسان در مقامات و مراحل و شرایط خاصی بشر را واقعاً به شرارت فرمان میدهد و حالت خطرناکی پیدا میکند مطلبی است که اگر در قدیم اندکی ابهام داشت امروز در اثر پیشرفتهای علمی در زمینه روانی کاملًا مسلّم شده است. از همه شگفتتر این است که قرآن کریم در توصیف نفس نمیگوید: «داعیةٌ بالسّوء» (دعوت کننده به سوی بدی و شر)، میگوید «امّارةٌ بالسّوء» (فرمان دهنده به بدی و شر). قرآن کریم در این تعبیر خود این مطلب را میخواهد بفهماند که احساسات نفسانی بشر آنگاه که سر به طغیان برمیآورد بشر را تنها به سوی جنایت و اعمال انحرافی دعوت نمیکند، بلکه مانند یک قدرت جابر مسلط دیکتاتور فرمان میدهد. قرآن با این تعبیر، تسلط و استیلای جابرانه قوای نفسانی را در حال طغیان بر همه استعدادهای عالی انسانی میفهماند، و این رازی است که [تا] دورانهای اخیر روانشناسی کشف نشده بود.
امروز ثابت شده که احساسات منحرف احیاناً به طرز مرموزی بر دستگاه ادراکی بشر فرمان میراند و مستبدانه حکومت میکند و دستگاه ادراکی ناآگاهانه فرمانهای آن را اجرا میکند.
اما پاسخ پرسش دوم که چه چیزهایی موجب طغیان و آشفتگی و چه چیزی سبب آرامش و تعادل روحی میگردد؟ ما پاسخ این پرسش را آنگاه که در اطراف پایه سوم اخلاق نوی جنسی- که پایه روانی است- بحث میکنیم ذکر خواهیم کرد.
کشتن نفس یعنی چه؟
یک پرسش دیگر باقی است و آن اینکه اگر از نظر اخلاقی اسلامی استعدادهای طبیعی نباید نابود شود، پس تعبیر به «نفس کشتن» یا «میراندن نفس» که احیاناً در تعبیرات دینی و بیشتر در تعبیرات معلمین اخلاق اسلامی و بالأخص در تعبیرات عارف مشربان اسلامی آمده است چه معنی و چه مفهومی دارد؟ پاسخ این پرسش از آنچه قبلًا گفتیم روشن شد. اسلام نمیگوید طبیعت نفسانی و استعدادهای فطری طبیعی را باید نابود ساخت، اسلام میگوید «نفس امّاره» را باید نابود کرد. همچنانکه گفتیم نفس امّاره نماینده اختلال و بهم خوردگی و نوعی طغیان و سرکشی است که در ضمیر انسان به علل خاصی رخ میدهد. کشتن نفس امّاره معنی خاموش کردن و فرونشاندن فتنه و طغیان را در زمینه قوا و استعدادهای نفسانی میدهد. فرق است