مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - اصل اجتهاد
مسأله اهم و مهم
٣. یکی دیگر از جهاتی که به اسلام امکان انطباق با مقتضیات زمان میدهد، جنبه عقلانی دستورهای این دین است. اسلام به پیروان خود اعلام کرده است که همه دستورهای او ناشی از یک سلسله مصالح عالیه است، و از طرف دیگر در خود اسلام درجه اهمیت مصلحتها بیان شده است. این جهت، کار کارشناسان واقعی اسلام را در زمینههایی که مصالح گوناگونی در خلاف جهت یکدیگر پدید میآیند آسان میکند.
اسلام اجازه داده است که در این گونه موارد کارشناسان اسلامی درجه اهمیت مصلحتها را بسنجند و با توجه به راهنماییهایی که خود اسلام کرده است مصلحتهای مهمتر را انتخاب کنند. فقها این قاعده را به نام «اهم و مهم» مینامند. در اینجا نیز مثالهای زیادی دارم اما از ذکر آنها صرف نظر میکنم.
قوانینی که حق « وتو » دارند
٤. یکی دیگر از جهاتی که به این دین خاصیت تحرک و انطباق بخشیده و آن را زنده و جاوید نگه میدارد این است که یک سلسله قواعد و قوانین در خود این دین وضع شده که کار آنها کنترل و تعدیل قوانین دیگر است. فقها این قواعد را قواعد «حاکمه» مینامند، مانند قاعده «لا حَرَج» و قاعده «لا ضَرَر» که بر سراسر فقه حکومت میکنند. کار این سلسله قواعد کنترل و تعدیل قوانین دیگر است. در حقیقت، اسلام برای این قاعدهها نسبت به سایر قوانین و مقررات حق «وتو» قائل شده است.
اینها نیز داستان درازی دارد که نمیتوانم وارد آن بشوم.
اختیارات حاکم
علاوه بر آنچه گفته شد یک سلسله «پیچ و لولا» های دیگر نیز در ساختمان دین مقدس اسلام به کار رفته است که به این دین خاصیت ابدیت و خاتمیت بخشیده است.
مرحوم آیة اللَّه نائینی و حضرت علامه طباطبایی در این جهت بیشتر بر روی اختیاراتی که اسلام به حکومت صالحه اسلامی تفویض کرده است تکیه کردهاند.
اصل اجتهاد
اقبال پاکستانی میگوید: «اجتهاد قوه محرکه اسلام است». این سخن سخن