مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - غرب در باره انسان دچار تناقض شده است
و تارو پود وجود و هستیاش، از لحاظ انگیزه و محرک اعمالش، از لحاظ وجدان و ضمیرش، تا این اندازه او را پایین آورده که گفتیم.
آنگاه اعلامیه بالابلند در باره ارزش و مقام انسان و حیثیت و کرامت و شرافت ذاتی و حقوق مقدس و غیر قابل انتقالش صادر میکند و همه افراد بشر را دعوت میکند که به این اعلامیه بالابلند ایمان بیاورند.
برای غرب لازم بود اول در تفسیری که از انسان میکند تجدید نظری به عمل آورد، آنگاه اعلامیههای بالابلند در زمینه حقوق مقدس و فطری بشر صادر کند.
من قبول دارم که همه فلاسفه غرب انسان را آنچنان که شرح داده شد تفسیر نکردهاند؛ عده زیادی از آنها انسان را کم و بیش آنچنان تفسیر کردهاند که شرق تفسیر میکند. نظر من طرز تفکری است که در اکثریت مردم غرب به وجود آمده و مردم جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
اعلامیه حقوق بشر را باید کسی صادر کند که انسان را در درجهای عالیتر از یک ترکیب مادی ماشینی میبیند، انگیزهها و محرکهای انسان را منحصر به امور حیوانی و شخصی نمیداند، برای انسان وجدان انسانی قائل است. اعلامیه حقوق بشر را باید شرق صادر کند که به اصل «انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً» [١] ایمان دارد و در انسان نمونهای از مظاهر الوهیت سراغ دارد. کسی باید دم از حقوق بشر بزند که در انسان آهنگ سیر و سفری تا سرمنزل «یا ایهَا الْانْسانُ انَّک کادِحٌ الی رَبِّک کدْحاً فَمُلاقیهِ» [٢] قائل است.
اعلامیه حقوق بشر شایسته آن سیستمهای فلسفی است که به حکم «وَ نَفْسٍ وَ ماسَوّیها فَالْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها» [٣] در سرشت انسان تمایل به نیکی قائلند.
اعلامیه حقوق بشر را باید کسی صادر کند که به سرشت بشر خوشبین است و به حکم «لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فی احْسَنِ تَقْویمٍ» [٤] آن را معتدلترین و کاملترین سرشتها میداند.
آنچه شایسته طرز تفکر غربی در تفسیر انسان است، اعلامیه حقوق بشر نیست بلکه همان طرز رفتاری است که غرب عملًا در باره انسان روا میدارد؛ یعنی کشتن همه عواطف انسانی، به بازی گرفتن ممیزات بشری، تقدم سرمایه بر انسان، اولویت
[١]. بقره/ ٣٠.[٢]. انشقاق/ ٦.[٣]. شمس/ ٧ و ٨.[٤]. تین/ ٤.