مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - فلسفه حقیقی مهر
مذهبی و با همه تجلیات عالی و باشکوه معنوی، جز بازیهای تغییرشکل یافته جنسی نیست. و اگر از دنده سیادت و برتری طلبی برخیزد، سرگذشت بشریت از نظر او یکسره خونریزی و بیرحمی است.
غربی در قرون وسطی از مذهب و به نام مذهب شکنجهها دیده و آزارها کشیده و زنده زنده در آتش انداختنها مشاهده کرده است. به همین جهت از نام خدا و مذهب و هرچیزی که این بو را بدهد وحشت میکند و از این رو با همه آثار و علائم فراوان علمی که از هدف داشتن طبیعت و واگذار نبودن جهان به خود میبیند، کمتر جرأت میکند به اصل «علت غایی» اعتراف کند.
ما از این مفسران نمیخواهیم که به وجود پیامبران- که در طول تاریخ ظهور کردهاند و منادی عدالت و انسانیت بودهاند و با انحرافات مبارزه میکردهاند و نتایج ثمربخشی از مبارزات خود میگرفتهاند- اقرار و اعتراف کنند؛ از آنها میخواهیم که لااقل نقش آگاهانه طبیعت را فراموش نکنند.
در تاریخ روابط زن و مرد قطعاً مظالم فراوان و قساوتهای بیشماری رخ داده است. قرآن قساوت آمیزترین آنها را حکایت کرده است. اما نمیتوان گفت سراسر این تاریخ قساوت و خشونت بوده است.
فلسفه حقیقی مهر
به عقیده ما پدید آمدن مهر نتیجه تدبیر ماهرانهای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها به یکدیگر به کار رفته است.
مهر از آنجا پیدا شده که در متن خلقت نقش هر یک از زن و مرد در مسأله عشق مغایر نقش دیگری است. عرفا این قانون را به سراسر هستی سرایت میدهند، میگویند قانون عشق و جذب و انجذاب بر سراسر موجودات و مخلوقات حکومت میکند با این خصوصیت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر موجودی وظیفه خاصی را باید ایفا کند متفاوتند؛ سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است.
فخرالدین عراقی، شاعر معروف میگوید:
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است | کز زخمه آن نُه فلک اندر تک و تاز است | |