مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٦ - از نظر فلسفی
نداشتهاند؛ خیال کردهاند تنها موضوعی که در میان است هوس است. آنگاه گفتهاند چرا به هوس مرد توجه شده و به هوس زن توجه نشده است؟.
چون در گذشته راجع به علل و موجبات و مجوزهای تعدد زوجات، مخصوصاً راجع به چیزی که تعدد زوجات را به صورت حقی از جانب زنان بیشوهر بر عهده مردان و زنان متأهل در میآورد بحث کردهایم، دیگر بحثی نمیکنیم.
در اینجا همین قدر میگوییم اگر مبنای فلسفه اسلام در تعدد زوجات و ارث و شهادت، تحقیر و بیاعتنایی به حقوق زن بود و اسلام میان زن و مرد از لحاظ انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت تفاوت قائل بود، همه جا یک جور نظر میداد زیرا این فلسفه همه جا یک جور حکم میکند؛ یک جا نمیگفت یک زن نصف یک مرد ارث ببرد و در جای دیگر نمیگفت یک زن با یک مرد برابر ارث ببرد و در جای دیگر نمیگفت یک مرد تا چهار زن بگیرد، و همچنین در باب شهادت در هر موردی به نحوی حکم نمیکرد. از اینها به خوبی میتوان فهمید که اسلام فلسفههای دیگری در نظر گرفته است. ما در یکی از مقالات گذشته راجع به ارث توضیح دادیم و در مقاله دیگری گفتیم مسأله تساوی زن و مرد در انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت، از نظر اسلام جزء الفبای حقوق بشری است. از نظر اسلام در حقوق زن و مرد مسائلی بالاتر از تساوی وجود دارد که لازم است آنها دقیقاً منظور گردد و اجرا شود.