مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨ - نظریه ویل دورانت
آداب جفت جویی در بزرگسالان عبارت است از حمله برای تصرف در مردان و عقب نشینی برای دلبری و فریبندگی در زنان (البته در بعضی جاها استثناهایی دیده میشود). چون مرد طبعاً جنگی و حیوان شکاری است عملش مثبت و تهاجمی است، زن برای او همچون جایزهای است که باید آن را برباید و مالک شود.
جفت جویی جنگ و پیکار است و ازدواج تصاحب و اقتدار.
عفت فراوان زن خادم مقاصد توالد است، زیرا امتناع محجوبانه او کمکی به انتخاب جنس است. عفت، زنان را توانا میسازد که با جستجوی بیشتر عاشق خود را یعنی کسی را که افتخار پدری فرزندان او را خواهد داشت برگزیند. منافع گروه و نوع از زبان زن سخن میگوید، همچنان که منافع فرد از گلوی مرد بیرون میآید ... در عشقبازی، زن از مرد ماهرتر است زیرا میل او چندان شدید نیست که دیده عقل او را ببندد.
داروین ملاحظه کرده است که در بیشتر انواع، ماده به عالم عشق بیعلاقه است.
لمبرزو و کیش و کرافت ابینگ میگویند: زنان بیشتر به دنبال ستایشها و تحسینهای مطلق و مبهم مردانند و بیشتر میخواهند مردان به خواست آنها توجه کنند و این امر از میل آنها به لذات جنسی بیشتر است. لمبرزو میگوید: پایه طبیعی عشق زن فقط یک صفت ثانوی از مادری اوست و همه احساسات و عواطفی که زنی را به مردی میپیوندد از دواعی جسمی بر نمیخیزد، بلکه از غرایز انقیاد و تسلیم (تحت حمایت مرد قرار گرفتن) سر میزند و این غرایز برای انطباق با اوضاع به وجود آمده است.».
ویل دورانت در فصلی که تحت عنوان «مردان و زنان» منعقد کرده میگوید:
«کار خاص زن خدمت به بقای نوع است و کار خاص مرد خدمت به زن و کودک.
ممکن است کارهای دیگری هم داشته باشند ولی همه از روی حکمت و تدبیر تابع این دو کار اساسی گشته است. این مقاصد، اساسی است اما نیمه ناآگاه است و طبیعت معنی انسان و سعادت را در آن نهفته است ... طبیعت زن بیشتر پناه جویی است نه جنگجویی. به نظر میرسد که در بعضی انواع ماده اصلًا غریزه جنگی وجود ندارد. اگر ماده خود به جنگ آید برای کودکان خویش است.