مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٩ - آشفتگی غرایز و میلها
است جز در میان طبقاتی که به مقررات اخلاق کهن پابندند کمتر دیده میشود، جنگ اعصاب بیش از پیش رو به افزایش است و بالأخره آشفتگی روحی عجیبی محسوس و مشهود است.
گروهی میخواهند این عوارض را لازمه قهری انقلاب صنعتی جدید بدانند و راه برگشت را بدین وسیله ببندند، درصورتی که اینها ربط زیادی به زندگی صنعتی و ازمیان رفتن زندگی کشاورزی ندارد؛ این عوارض ناشی از یک نوع به اصطلاح انقلاب فکری است و افراد خاصی هستند که مسؤولیت عمده این بدبختی بشریت را دارند.
راسل در گفتار خود دچار تناقض گوییها میگردد؛ گاهی سخت از آزادی جنسی حمایت میکند (که در بخشهای پیش برخی عبارات او را نقل کردیم) و گاهی اجباراً لزوم یک سلسله حدود و قیود اجتماعی را در این زمینه میپذیرد. ما برای اینکه سخن طولانی نشود از نقل و انتقاد آنها خودداری میکنیم.
حقیقت این است که اشباع غریزه و سرکوب نکردن آن یک مطلب است و آزادی جنسی و رفع مقررات و موازین اخلاقی مطلب دیگر. اشباع غریزه با رعایت اصل عفت و تقوا منافی نیست، بلکه تنها در سایه عفت و تقواست که میتوان غریزه را به حد کافی اشباع کرد و جلو هیجانهای بیجا و ناراحتیها و احساس محرومیتها و سرکوب شدنهای ناشی از آن هیجانها را گرفت. به عبارت دیگر پرورش دادن استعدادها غیر از پردادن به هوسها و آرزوهای پایان ناپذیر است.
یکی از مختصات و امتیازات انسان از حیوانات این است که دو نوع میل و تمنا در بشر ممکن است پیدا شود: تمناهای صادق، تمناهای کاذب. تمناهای صادق همانهاست که مقتضای طبیعت اصلی است. در وجود هر انسانی طبیعتِ میل به صیانت ذات، به قدرت و تسلط، به امور جنسی، به غذا خوردن و امثال اینها هست.
هریک از این میلها هدف و حکمتی دارد. بعلاوه، همه اینها محدودند ولی همه اینها ممکن است زمینه یک تمنای کاذب واقع شوند. اشتهای کاذبی که افراد در مورد خوردنیها پیدا میکنند مشهور و معروف همه است.
در بعضی از میلها و غرایز (که غریزه جنسی از آنهاست) این تمنا غالباً به صورت یک عطش روحی درمیآید، یعنی قناعت و پایان پذیری را در آن راه نیست.