مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١ - طبیعت صلح خانوادگی با سایر صلحها جداست
و میکنند. اسلام با عوامل ناجوانمردی و بیوفایی و هوسبازی سخت نبرد میکند اما حاضر نیست زن را به زور به ناجوانمرد و بیوفا بچسباند. اما غربیان و غرب پرستان روز به روز بر عوامل ناجوانمردی و بیوفایی و هوسبازی مرد میافزایند، آنگاه میخواهند زن را به زور به مرد هوسباز و بیوفا و ناجوانمرد بچسبانند ...
تصدیق میفرمایید که اسلام با اینکه ناجوانمردان را به هیچ وجه در نگهداری زن مجبور نکرده و آنها را آزاد گذاشته است و همه مساعی خود را در راه زنده نگه داشتن روح انسانیت و جوانمردی به کار برده است، عملًا توانسته است به میزان بسیار قابل توجهی از طلاقهای ناجوانمردانه بکاهد، در صورتی که دیگران که توجهی به این مسائل ندارند و همه سعادتها را از زور و سرنیزه طلب میکنند موفقیتهای بسیار کمتری در این زمینه داشتهاند. گذشته از طلاقهایی که به تقاضای زنان در اثر ناسازگاری و به قول مجله نیوزویک به خاطر «کامجویی» زنان صورت میگیرد، طلاقهایی که به وسیله بوالهوسی مردان در آنجاها صورت گرفته و میگیرد از آنچه در میان ما صورت میگیرد بسی افزونتر است.
طبیعت صلح خانوادگی با سایر صلحها جداست
بهطور قطع در میان زن و مرد باید صلح و سازش برقرار باشد. اما صلح و سازشی که در زندگی زناشویی باید حکمفرما باشد با صلح و سازشی که میان دو همکار، دو شریک، دو همسایه، دو دولت مجاور و هم مرز باید برقرار باشد تفاوت بسیار دارد.
صلح و سازش در زندگی زناشویی نظیر صلح و سازشی است که میان پدران و مادران با فرزندان باید برقرار باشد که مساوی است با گذشت و فداکاری و علاقه مندی به سرنوشت یکدیگر و شکستن حصار دوگانگی و سعادت او را سعادت خود دانستن و بدبختی او را بدبختی خود دانستن، برخلاف صلح و سازش میان دو همکار یا دو شریک یا دو همسایه یا دو دولت مجاور.
این گونه صلحها عبارت است از عدم تعرض و عدم تجاوز به حقوق یکدیگر. در میان دو دولت متخاصم «صلح مسلح» هم کافی است. اگر نیروی سومی دخالت کند و نوار مرزی دو کشور را اشغال کند و مانع تصادم نیروهای دو کشور شود، صلح برقرار شده است زیرا صلح سیاسی جز عدم تعرض و عدم تصادم مفهومی ندارد.
اما صلح خانوادگی غیر از صلح سیاسی است. در صلح خانوادگی عدم تجاوز به