مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧ - سوابق خدمت زن در خانواده
از آوردن خدمتکار به خاطر اینکه در هزینه زندگی صرفه جویی شود مضایقه مینمایند، نیرو و جوانی و سلامت خود را فدای خانه و لانه و آشیانه و در واقع فدای شوهر میکنند. اکنون فرض کنید شوهر چنین زنی پس از سالها زندگی مشترک هوس زن نو و طلاق همسر کهنه به سرش میزند و میخواهد زن نو را به لانه و آشیانه زن اول- که به قیمت عمر و جوانی و سلامت و آرزوهای بربادرفته او تمام شده- بیاورد؛ میخواهد با محصول دسترنج زن اول با زن دیگر عیاشی و هوسرانی کند. تکلیف این کار چیست؟.
اینجا دیگر تنها مسأله بهم خوردن کانون خانوادگی و گسیخته شدن رابطه زوجیت مطرح نیست که گفته شود ناجوانمردی شوهر مرگ ازدواج است و تحمیل زن به مرد ناجوانمرد دون شأن و مقام طبیعی زن است.
مسأله دیگری مطرح است: مسأله آواره و بیآشیانه شدن، مسأله تحویل دادن آشیانه خودساخته را به رقیب، مسأله هدر رفتن رنجها و کارها و زحمتها و خدمتها مطرح است.
شوهر و کانون خانوادگی و خاموش شدن شعله حیات خانوادگی به جهنم! هر انسانی لانه و آشیانهای میخواهد و به لانه و آشیانهای که به دست خود برای خود ساخته است علاقهمند است. اگر مرغی را از خانه و لانهای که برای خود ساخته است بیرون کنند از خود دفاع میکند. آیا زن حق ندارد از لانه و آشیانه خود دفاع کند؟ آیا این کار از طرف مرد ظلم واضح نیست؟ اسلام از این نظر چه فکری کرده است؟.
به عقیده ما این مشکله کاملًا قابل توجه است. غالب ناراحتیهایی که به واسطه طلاقهای ناجوانمردانه صورت میگیرد از این ناحیه است. در این گونه موارد است که طلاق تنها فسخ زوجیت نیست، ورشکستگی و نابودی زن است.
اما همان طوری که در متن پرسش اشاره شد، مسأله خانه و آشیانه با مسأله طلاق دوتاست؛ ایندو را از یکدیگر باید تفکیک کرد. از نظر اسلام و مقررات اسلامی این مشکل حل شده است. این مشکل از جهل به مقررات اسلامی و از سوء استفاده مردان از حسن نیت و وفاداری زنان به وجود آمده است.
این مشکل از آنجا پیدا شده که غالباً مردان و زنان گمان میکنند کار و خدمتی که زن در خانه مرد میکند ومحصولی که از آن کارها پدید میآید به مرد تعلق دارد، بلکه گمان میکنند مرد حق دارد که به زن مانند یک برده یا مزدور فرمان دهد و بر زن واجب