مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٤ - حریم عفاف
بیان مذکور خالی از ایراد نیست، زیرا چنین میفهماند که مزاحمت نسبت به کنیزان مانعی ندارد و منافقین آن را به عنوان عذری مقبول برای خود ذکر میکردهاند، در حالی که چنین نیست. اگرچه پوشانیدن موی سر بر کنیزان واجب نبوده است و شاید رمز آن هم این بوده که وضع کنیز معمولًا جالب و تحریک آمیز نیست و مورد رغبت کسی واقع نمیشود و به علاوه کارشان خدمت بوده چنانکه قبلًا اشاره کردیم، ولی در هر حال این مزاحمتها حتی در مورد کنیزان نیز گناه محسوب میشده است و منافقین نمیتوانستهاند کنیز بودن را عذر خود قلمداد کنند.
احتمال دیگری که در معنای این جمله داده شده این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمیکنند متعرض آنها شوند.
بنا به احتمال اول معنی جمله «ذلِک ادْنی انْ یعْرَفْنَ فَلایؤْذَینَ» این است که بدین وسیله شناخته میشوند که آزادند نه کنیز، پس مورد آزار و تعقیب جوانان قرار نمیگیرند. ولی بنا به احتمال دوم معنی جمله این است که بدین وسیله شناخته میشوند که زنان نجیب و عفیف میباشند و بیماردلان از اینکه به آنها طمع ببندند چشم میپوشند زیرا معلوم میشود اینجا حریم عفاف است، چشم طمع کور و دست خیانت کوتاه است.
در این آیه حدود پوشش بیان نشده است. از این آیه نمیتوان فهمید که آیا پوشیدن چهره لازم است یا نه. آیهای که متعرض حدود پوشش است آیه ٣١ سوره نور است که قبلًا درباره آن بحث شد.
مطلبی که از این آیه استفاده میشود و یک حقیقت جاودانی است این است که زن مسلمان باید آنچنان در میان مردم رفت و آمد کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود، و در این وقت است که بیماردلان که دنبال شکار میگردند از آنها مأیوس میگردند و فکر بهره کشی از آنها در مخیلهشان خطور نمیکند. میبینیم که جوانان ولگرد همیشه متعرض زنان جلف و سبک و لخت و عریان میگردند. وقتی که به آنها اعتراض میشود که چرا مزاحم میشوی، میگویند اگر دلش این چیزها را نخواهد با این وضع بیرون نمیآید.
این دستور که در این آیه آمده است مانند دستوری است که در بیست و پنج آیه قبل از این آیه خطاب به زنان رسول خدا وارد شده است: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَولِ فَیطْمَعَ