مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - راسل و نظریه ازدواج موقت
از باب مثال اگر کسی اطلاعاتی در فلسفه و عرفان و تصوف و کلام اسلامی داشته باشد و آنگاه پارهای از نوشتههای امروز را- که غالباً اقتباس از خارجیها و یا عین گفتههای آنهاست- خوانده باشد، میفهمد که من چه میگویم. مثل این است که مستشرقین و اتباع و اذنابشان برای اظهار نظر در این گونه مسائل همه چیز را لازم میدانند مگر اینکه خود آن مسائل را عمیقاً بفهمند و بشناسند.
مثلًا در اطراف مسألهای که در عرفان اسلامی به نام «وحدت وجود» معروف است چه حرفها که زده نشده است! فقط جای یک چیز خالی است و آن اینکه وحدت وجود چیست و قهرمانان آن در عرفان اسلامی از قبیل محیی الدین عربی و صدرالمتألهین شیرازی چه تصوری از وحدت وجود داشتهاند؟.
من وقتی که برخی اظهار نظرهای مندرج در چند شماره مجله زن روز را درباره نکاح منقطع خواندم بیاختیار به یاد مسأله وحدت وجود افتادم؛ دیدم همه حرفها به میان آمده است جز همان چیزی که روح این قانون را تشکیل میدهد و منظور قانونگذار بوده است.
البته این قانون چون یک «میراث شرقی» است این اندازه مورد بیمهری است و اگر یک «تحفه غربی» بود اینطور نبود. قطعاً اگر این قانون از مغرب زمین آمده بود امروز کنفرانسها و سمینارها داده میشد که منحصر کردن ازدواج به ازدواج دائم با شرایط نیمه دوم قرن بیستم تطبیق نمیکند، نسل امروز زیر بار اینهمه قیود ازدواج دائم نمیرود، نسل امروز میخواهد آزاد باشد و آزاد زندگی کند و جز زیر بار ازدواج آزاد که همه قیود و حدودش را شخصاً انتخاب و اختیار کرده باشد نمیرود ...
و به همین دلیل اکنون که این زمزمه از غرب بلند شده و کسانی امثال برتراند راسل مسألهای تحت عنوان «ازدواج رفاقتی» پیشنهاد میکنند، پیش بینی میشود که بیش از آن اندازه که اسلام خواسته استقبال شود و ازدواج دائم را پشت سر بگذارد و ما در آینده مجبور بشویم از ازدواج دائم دفاع و تبلیغ کنیم.
معایب و مفاسدی که برای نکاح منقطع ذکر شده از این قرار است:
١. پایه ازدواج باید بر دوام باشد. زوجین از اول که پیمان زناشویی میبندند باید خود را برای همیشه متعلق به یکدیگر بدانند و تصور جدایی در مخیله آنها خطور نکند. علیهذا ازدواج موقت نمیتواند پیمان استواری میان زوجین باشد.