مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - طلاقهای ناجوانمردانه
از قانون کار ساخته نیست، از علل و عوامل دیگر و از تدبیر دیگر نیز باید استفاده کرد.
ما ثابت خواهیم کرد که اسلام در این مسائل در حدودی که قانون میتوانسته مؤثر باشد از قانون استفاده کرده است و از این جهت کوتاهی نکرده است.
طلاقهای ناجوانمردانه
نخست در باره مشکله اول امروز ما یعنی طلاقهای ناجوانمردانه بحث میکنیم.
اسلام با طلاق، سخت مخالف است. اسلام میخواهد تا حدود امکان طلاق صورت نگیرد. اسلام طلاق را به عنوان یک چاره جویی در مواردی که چاره منحصر به جدایی است تجویز کرده است. اسلام مردانی را که مرتب زن میگیرند و طلاق میدهند و به اصطلاح «مِطلاق» میباشند دشمن خدا میداند.
در کافی مینویسد:
رسول خدا به مردی رسید و از او پرسید: با زنت چه کردی؟.
گفت: او را طلاق دادم.
فرمود: آیا کار بدی از او دیدی؟.
گفت: نه، کار بدی هم از او ندیدم.
قضیه گذشت و آن مرد بار دیگر ازدواج کرد. پیغمبر از او پرسید: زن دیگر گرفتی؟.
گفت: بلی.
پس از چندی که باز به او رسید پرسید: با این زن چه کردی؟.
گفت: طلاقش دادم.
فرمود: کار بدی از او دیدی؟.
گفت: نه، کار بدی هم از او ندیدم.
این قضیه نیز گذشت و آن مرد نوبت سوم ازدواج کرد. پیغمبر اکرم از او پرسید:
باز زن گرفتی؟.
گفت: بلی یا رسول اللَّه.
مدتی گذشت و پیغمبر اکرم به او رسید و پرسید: با این زن چه کردی؟.
- این را هم طلاق دادم.
- بدی از او دیدی؟.
- نه، بدی از او ندیدم.