مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٢ - عشق و عفت
عمده این صفا و صمیمیت است. تدابیری که اسلام در روابط زوجین و غیره به کار برده است سبب شده که در محیطهای اسلامی- برخلاف محیط اروپای امروز- این گونه صمیمیتها و مهر و صفاها و عشقها زیاد پیدا شود.
نوع اول مشروط به هجران و فراق است؛ تازیانه فراق روح را حساستر و آتشینتر میکند؛ برخلاف این نوع از عشق که ما آن را صفا و صمیمیت مینامیم و اختصاص به زوجین دارد و در اثر وصال و نزدیکی کمال مییابد.
نوع اول در حقیقت پرواز و کنش و جذب و انجذاب دو روح متباعد است و نوع دوم وحدت و یگانگی دو روح معاشر. فرضاً کسی در نوع اول تردید کند، در نوع دوم نمیتواند تردید داشته باشد.
در آیه قرآن، آنجا که پیوند زوجیت را یکی از نشانههای وجود خداوند حکیم علیم ذکر میکند، با کلمه «مودّت» و «رحمت» یاد میکند (چنانکه میدانیم «مودّت» و «رحمت» با شهوت و میل طبیعی فرق دارد)، میفرماید:
وَ مِنْ ایاتِهِ انْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ انْفُسِکمْ ازْواجاً ... وَ جَعَلَ بَینَکمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً [١].
یکی از نشانههای خداوند این است که از جنس خود شما برای شما جفت آفریده است ... و میان شما و آنها مهر و رأفت قرار داده است.
مولوی چه خوب این نکته را دریافته است آنجا که میگوید:
زُینَ لِلنّاس حق آراسته است | زانچه حق آراست کی تانند رست | |