مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤ - فرضیه چهار دوره
طبیعتاً «منزلی» آفریده شده است. فرضاً در طبیعی بودن زندگی «مدنی» انسان تردید کنیم، در طبیعی بودن زندگی «منزلی» یعنی زندگی خانوادگی او نمیتوانیم تردید کنیم.
همچنانکه بسیاری از حیوانات با آنکه زندگی اجتماعی طبیعی ندارند بلکه بکلی از زندگی اجتماعی بیبهرهاند، دارای نوعی زندگانی زناشویی طبیعی میباشند مانند کبوتران و بعضی حشرات که بهطور «جفت» زندگی میکنند.
حساب زندگی خانوادگی از زندگی اجتماعی جداست. در طبیعت تدابیری به کار برده شده که طبیعتاً انسان و بعضی حیوانات به سوی زندگانی خانوادگی و تشکیل کانون خانوادگی و داشتن فرزند گرایش دارند.
قرائن تاریخی، دورهای را نشان نمیدهد که در آن دوره انسان فاقد زندگی خانوادگی باشد؛ یعنی زن و مرد منفرد از یکدیگر زیست کنند و یا رابطه جنسی میان افراد صورت اشتراکی و عمومی داشته باشد. زندگی قبایل وحشی عصر حاضر- که نمونهای از زندگانی بشر قدیم به شمار میرود- نیز چنین نیست.
زندگی بشر قدیم، خواه به صورت «مادرشاهی» و خواه به صورت «پدرشاهی»، شکل خانوادگی داشته است.
فرضیه چهار دوره
در مسأله مالکیت، این حقیقت مورد قبول همگان واقع شده که در ابتدا صورت اشتراکی داشته است و اختصاص بعداً پیدا شده است، ولی در مسأله جنسیت هر گز چنین مطلبی نیست. علت اینکه مالکیت در آغاز زندگی بشری جنبه اشتراکی داشته این است که در آن وقت اجتماع بشر قبیلهای بوده و صورت خانوادگی داشته است؛ یعنی افراد قبیله که با هم میزیستهاند، از عواطف خانوادگی بهرهمند بودهاند و به همین جهت از لحاظ مالکیت وضع اشتراکی داشتهاند. در ادوار اولیه فرضاً قانون و رسوم و عاداتی نبوده که زن و مرد را در مقابل یکدیگر مسؤول قرار دهد، خود طبیعت و احساسات طبیعی آنها، آنها را به وظایف و حقوقی مقید میکرده است و هرگز زندگی و آمیزش جنسی بدون قید و شرط نداشتهاند؛ همچنانکه حیواناتی که به صورت «جفت» زندگی میکنند، قانون اجتماعی و قراردادی ندارند ولی به حکم قانون طبیعی، حقوق و وظایفی را رعایت میکنند و زندگی و آمیزش آنها بدون قید و شرط نیست.