مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - مقدمه
زندگی میکنند چنیناند؛ در همه این نوع جانداران، جنس نر به حکم غریزه به حمایت جنس ماده برمیخیزد.
در نظر گرفتن وضع طبیعی و فطری هریک از زن و مرد با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها، زن را در وضع بسیار مناسبی قرار میدهد که نه شخصش کوبیده شود و نه شخصیتش.
برای اینکه اندکی آگاهی بیابیم که به فراموشی سپردن موقعیت فطری و طبیعی هر یک از زن و مرد و تنها تکیه بر آزادی و تساوی کردن به کجا منتهی میشود، بهتر است ببینیم آنان که پیش از ما در این راه افتادهاند و به پایان راه رسیدهاند چه میگویند و چه مینویسند.
در مجله خواندنیها شماره ٧٩ از سال ٣٤ مورخه ٤ تیرماه ٥٣ مقالهای از مهنامه شهربانی تحت عنوان «سرگذشتهایی از زنان کارگر در جامعه امریکا» نقل کرده است. این مقاله ترجمهای است از مجله کورونت.
این مقاله مفصل و خواندنی است. ابتدا درد دل خانمی را نقل میکند که چگونه به عنوان تساوی زن و مرد، رعایتهایی که سابقاً از زنان کارگر میشد که مثلًا وزنههای بیش از ٢٥ پوندی را بلند نکنند، در حالی که برای مردان چنین محدودیتی وجود نداشت، دیگر امروز وجود ندارد. او میگوید: حالا شرایط کار در کارخانه جنرال موتورز ایالت اوهایو یا به عبارت بهتر همان جایی که قریب ٢٥٠٠ زن در حال زجر کشیدن هستند تغییر یافته است ... خانم مذکور همچنین خود را در حال نگه داشتن یک ماشین بخار بسیار قوی یا پاک کردن یک تنور فلزی ٢٥ پوندی که چند لحظه قبل مرد قوی هیکلی آن را برجای گذاشته میبیند و با خود میگوید: سرتاپا کوفته و مجروح شدم. او میگوید: در هر دقیقه باید یک دسته ٢٥ تا ٥٠ اینچی را که بالغ بر ٣٥ پوند وزن دارد به قلابها آویزان کنم، همیشه دستهایم متورم و دردآلود است.
این مقاله سپس درد دلها و تشویش و اضطرابهای خانم دیگری را بازگو میکند که شوهرش یک ملوان نیروی دریایی است و اخیراً