مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - فرضیه چهار دوره
آنها زناشویی موجود نباشد بسیار کم است، ولی کسی که در جستجو باشد میتواند عدهای از چنین جامعهها را پیدا کند.».
غرض این است که احساسات خانوادگی برای بشر یک امر طبیعی و غریزی است، مولود عادت و نتیجه تمدن نیست، همچنانکه بسیاری از حیوانات بهطور طبیعی و غریزی دارای احساسات خانوادگی میباشند.
علیهذا هیچ دورهای بر بشر نگذشته که جنس نر و جنس ماده بهطور کلی بدون هیچ گونه قید و شرط و تعهد- ولو تعهد طبیعی- با هم زیست کرده باشند. چنان دوره فرضی مساوی است با اشتراکیت جنسی که حتی طرفداران اشتراکیت مالی در ادوار اولیه، چنان دورهای را ادعا نمیکنند.
فرضیه چهار دوره در روابط زن و مرد یک تقلید ناشیانهای است از فرضیه چهار دورهای که سوسیالیستها در باره مالکیت قائلند. آنها میگویند بشر از لحاظ مالکیت چهار دوره را طی کرده است: مرحله اشتراک اولیه، مرحله فئودالیسم، مرحله کاپیتالیسم و مرحله سوسیالیسم و کمونیسم که بازگشت به اشتراک اولیه ولی در سطح عالیتر است.
جای خوشوقتی است که خانم منوچهریان نام دوره چهارم روابط زن و مرد را تساوی حقوق زن و مرد گذاشتهاند و در این جهت از سوسیالیستها تقلید نکرده و آخرین مرحله را بازگشت به حالت اشتراک اولیه نام ننهادهاند، اگرچه مشارالیها میان دوره چهارم آنطور که خودشان تصور کردهاند و دوره اول شباهت زیادی قائلند زیرا تصریح میکنند که: «در مرحله چهارم که شباهت زیادی به مرحله اول دارد، زن و مرد بدون هیچ گونه سلطه و تفوقی نسبت به یکدیگر با هم زندگانی میکنند».
من هنوز نتوانستهام مقصود ایشان را از این «شباهت زیاد» بفهمم. اگر مقصود تنها عدم سلطه و تفوق مرد و تساوی تعهدات و شرایط آنها نسبت به یکدیگر باشد، دلیل نمیشود میان این دوره و دورهای که به عقیده مشارالیها هیچ گونه تعهد و شرط و قیدی وجود نداشته و زندگی زن و مرد شکل خانوادگی نداشته است شباهت وجود داشته باشد. و اگر مقصود این است که در دوره چهارم تدریجاً همه قیود و تعهدات از میان میرود و زندگی خانوادگی منسوخ میگردد و نوعی اشتراک جنسی میان افراد بشر حکمفرما میگردد، معلوم میشود مفهوم ایشان از «تساوی حقوق»- که طرفدار جدی