مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٢ - کتمان یا اظهار؟
موضوع با چنین لحن شدید و خشمناکی سخن گفته است.
در عین حال من معتقدم مقصود این است که مردم حقایق را به خاطر منافع خود کتمان نکنند ولی اینکه حقیقت را به خاطر خود حقیقت (و البته در شرایط محدود و موقت و معینی برای فرار از سوء استفاده) اظهار نکنیم مشمول این آیه نیست. به عبارت دیگر دروغ گفتن حرام است اما راست گفتن همیشه واجب نیست یعنی احیاناً در مواردی باید سکوت کرد.
من معتقدم این گونه مصلحت اندیشیها اگر بر مبنای مصالح واقعی حقایق باشد نه بر مبنای حفظ منافع افراد و اشخاص و اصناف و طبقات، مانعی ندارد.
اما سخن در این است که مصلحت اندیشیهایی از قبیل فتوا ندادن به جواز خرید و فروش رادیو یا به عدم وجوب پوشیدن چهره و دو دست آیا یک مصلحت اندیشی صحیح و عاقلانه است و نتیجه صحیح میدهد یا خیر؟ آیا واقعاً جریان امر این است که طبقهای از زنان چهره و دو دست خود را میپوشند و با گفتن این حقیقت چهره و دستها و سپس تمام بدن را عریان خواهند کرد؟ یا جریان امر برعکس است؛ یعنی بسیاری از مردها و زنها خیال میکنند که از نظر مذهبی اساس کار این است که چهره زن گشوده نباشد و وقتی که چهره گشوده شد کار گذشته است (آب که از سر گذشت چه یک نی و چه صد نی) و از طرف دیگر پوشیدن چهره را غیرعملی و از نظر منطق غیرقابل دفاع میبینند و هیچ فلسفه و استدلالی هم نمیتوانند برای آن ذکر کنند، از این رو از سر تا پا لخت میشوند.
عقیده بعضی از کارشناسان اجتماعی این است که علت این افراط و بیبند و باری توهّمهای غلطی است که اجتماع درباره حجاب داشته است. علت این بوده که حقایق گفته نشده است. اگر همانطور که اسلام خود گفته است گفته میشد کار به اینجاها که کشیده است کشیده نمیشد. اینجا از آن جاهاست که باید گفت: «از پاپ کاتولیکتر نباید بود»، «کاسه از آش گرمتر صحیح نیست».
قرآن کریم در سوره حُجُرات میفرماید: «یا ایهَا الَّذینَ امَنوا لا تُقَدِّموا بَینَ یدَی اللَّهِ وَ رَسولِهِ» [١] یعنیای مؤمنین! از خدا و رسول خدا جلو نیفتید. مقصود از جلو افتادن از خدا و پیغمبر این است که کار دینداری و مقدس مآبی را به جایی رسانیم که خدا و
[١]. حجرات/ ١