مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٢ - چهره واقعی بحث
تکلیف مرد در مکتب این آقایان واضح است: مرد باید قانوناً تک همسر باشد و عملًا چندهمسر؛ یک زن شرعی و قانونی بیشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفیقه هرچه دلش میخواهد مانعی ندارد. به عقیده این آقایان رفیقه گیری و معشوقه بازی حق طبیعی و مسلّم و مشروع مرد است! و بسنده کردن مرد در همه عمر به یک زن نوعی «نامردی» است.
چهره واقعی بحث
گمان میکنم وقت آن رسیده است که خواننده محترم درک کند که مسألهای که از لحاظ چندهمسری برای بشر مطرح بوده و هست چیست. مسأله این نیست که آیا تک همسری بهتر است یا چندهمسری. در اینکه تک همسری بهتر است تردیدی نیست. تک همسری یعنی اختصاص خانوادگی، یعنی اینکه جسم و روح هر یک از زوجین از آنِ یکدیگر باشد. بدیهی است که روح زندگی زناشویی که وحدت و یگانگی است در زوجیت اختصاصی بهتر و کاملتر پیدا میشود. آن دو راهی که بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تک همسری و چندهمسری کدامیک را انتخاب کند. مسألهای که از این لحاظ برای بشر مطرح است این است که به واسطه ضرورتهای اجتماعی، مخصوصاً فزونی نسبی عده زنان نیازمند به ازدواج بر مردان نیازمند، تک همسری مطلق عملًا در خطر افتاده است. تک همسری مطلق که شامل تمام خانوادهها بشود افسانهای بیش نیست. یکی از دو راه در پیش است: یا رسمیت یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی؛ به عبارت دیگر یا چندهمسر شدن معدودی از مردان متأهل- که حتماً از ١٠ درصد تجاوز نخواهد کرد- و سر و سامان یافتن و خانه و زندگی پیداکردن زنان بیشوهر، و یا بازگذاشتن راه معشوقه بازی؛ و چون در صورت دوم هر معشوقهای میتواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اکثریت قریب به اتفاق مردان متأهل عملًا چندهمسر خواهند بود.
آری، این است صورت صحیح طرح مسأله چندهمسری. اما مبلغان شیوههای غربی حاضر نیستند صورت صحیح مسأله را طرح کنند؛ حاضر نیستند حقیقت را آشکارا بگویند. آنها واقعاً مدافع مترس بازی و معشوقه گیری هستند، زن شرعی و قانونی را سربار و مزاحم میدانند و یکیاش را هم زیاد میدانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن، لذت را در آزادی از قیود ازدواج میشناسند، اما در گفتههای خود