مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - اعلامیه حقوق بشر فلسفه است نه قانون
امتیازات طبیعی را رعایت و احترام کنند.».
حکمای اروپایی که این عقیده را داشتند و دارند فراوانند. حقوق بشر که اعلانها و اعلامیهها برای آن تنظیم شد و موادی به عنوان حقوق بشر تعیین شد- از همین فرضیه حقوق طبیعی سرچشمه گرفت؛ یعنی فرضیه حقوق طبیعی و فطری بود که به صورت اعلامیههای حقوق بشر ظاهر شد.
و باز چنانکه میدانیم آنچه منتسکیو، سپنسر و غیر آنها در باره عدالت گفتهاند عین آن چیزی است که متکلمین اسلام در باره حسن و قبح عقلی و اصل عدل گفتهاند.
در میان علمای اسلامی افرادی بودند که منکر حقوق ذاتی بوده و عدالت را قراردادی میدانستهاند، همچنانکه در میان اروپاییان نیز این عقیده وجود داشته است. هوبز انگلیسی منکر عدالت به صورت یک امر واقعی است.
اعلامیه حقوق بشر فلسفه است نه قانون
مضحک این است که میگویند متن اعلامیه حقوق بشر را مجلسین تصویب کردهاند، و چون تساوی حقوق زن و مرد جزء مواد اعلامیه حقوق بشر است پس به حکم قانون مصوّب مجلسین زن و مرد باید دارای حقوقی مساوی یکدیگر باشند.
مگر متن اعلامیه حقوق بشر چیزی است که در صلاحیت مجلسین باشد که آن را تصویب یا رد کنند؟.
محتویات اعلامیه حقوق بشر از نوع امور قراردادی نیست که قوای مقنّنه کشورها بتوانند آن را تصویب بکنند یا نکنند.
اعلامیه حقوق بشر حقوق ذاتی و غیرقابل سلب و غیر قابل اسقاط انسانها را مورد بحث قرار داده است؛ حقوقی را مطرح کرده است که به ادعای این اعلامیه لازمه حیثیت انسانی انسانهاست و دست توانای خلقت و آفرینش آنها را برای انسانها قرار داده است، یعنی مبدأ و قدرتی که به انسانها عقل و اراده و شرافت انسانی داده است این حقوق را هم طبق ادعای اعلامیه حقوق بشر به انسانها داده است.
انسانها نمیتوانند محتویات اعلامیه حقوق بشر را برای خود وضع کنند و نه میتوانند از خود سلب و اسقاط نمایند. از تصویب مجلسین و قوای مقنّنه گذشته یعنی چه؟!