مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩ - وضع چندهمسری در مغرب زمین
حرمسرا داری مورد انتقاد قرار میدهند و آن را مایه سرافکندگی مشرق زمین در مقابل مغرب زمین میشمارند، بدانند که آنچه در مشرق زمین وجود داشته با همه معایب و جنبههای ننگین آن، نسبت به جریاناتی که از این نظر در مغرب زمین میگذشته، هزار درجه فضیلت دارد.
ویل دورانت در جلد ١٧ تاریخ تمدن فصلی دارد تحت عنوان «سستی اخلاق».
در این فصل وضع اخلاق عمومی را در ایتالیا در دوره رنسانس شرح میدهد. تمام این فصل که در یازده قسمت ذکر شده خواندنی است. من خلاصهای از آنچه تحت عنوان «اخلاق در روابط جنسی» ضمن این فصل آمده است نقل میکنم.
ویل دورانت اول مقدمه کوتاهی ذکر میکند و مثل اینکه با این مقدمه قبلًا میخواهد معذرت خواهی کرده باشد.
مقدمتاً چنین میگوید:
«حال با پرداختن به اخلاقیات مردم غیرروحانی و با آغاز از روابط جنسی، باید نخست متذکر شویم که مرد ذاتاً طبیعت چندهمسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی، میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه میتواند یک همسری را به او تحمیل کند.».
آنگاه به اصل مطلب پرداخته میگوید:
«معلوم نیست زنای محصنه در قرون وسطی کمتر بوده است تا رنسانس، و همان گونه که در قرون وسطی زنا با بهادری تلطیف میشد به همان طریق در دوره رنسانس در میان طبقات تحصیل کرده با آرمانی ساختن ظرافت و سحرآمیزی روحی زن تربیت شده نرمش مییافت ... دختران خانوادههای اصیل تا حدی از مردانی که با خاندان خودشان تعلق نداشتند نسبتاً مجزا نگه داشته میشدند. مزایای عفت پیش از زناشویی جداً به آنان تعلیم داده میشد. گاه این تعلیم چنان مؤثر میافتاد که بنا به روایت، زن جوانی پس از تجاوزی که به ناموسش شد خود را در آب غرق کرد. آن زن بیشک منحصر به فرد بوده است، زیرا پس از مرگ او اسقفی درصدد برآمد تا مجسمهای از او برپا کند.