مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٠ - از نظر تربیتی
سازگار نیست، همچنانکه با عقل و منطق نیز سازگار نیست.
راسل در زناشویی و اخلاق میگوید:
«بسیاری از مردم امروز عشق را یک مبادله منصفانه احساسات میدانند و همین دلیل به تنهایی، صرف نظر از دلایل دیگر، برای محکوم کردن تعدد زوجات کافی است.».
من نمیدانم چرا اگر بناست مبادله احساسات منصفانه باشد باید انحصاری باشد؟ مگر پدر که فرزندان متعدد خود را دوست میدارد و متقابلًا آنها پدر را دوست میدارند مبادله احساسات آنها بهطور منصفانه نیست؟ اتفاقاً با اینکه فرزندان متعددند علاقه پدر به هر یک از فرزندان بر علاقه هر یک از فرزندان نسبت به پدر میچربد.
عجیب این است که این سخن را کسی میگوید که دائماً به شوهران توصیه میکند که عشق زن خود را به بیگانه محترم بشمارند و مانع روابط عاشقانه آنها نشوند؛ متقابلًا چنین توصیههایی به زنان میکند. آیا به عقیده راسل باز هم مبادله احساسات زن و شوهر منصفانه است؟
از نظر تربیتی
هووگری ضرب المثل ناسازگاری است. برای زن دشمنی بالاتر از «هوو» وجود ندارد. چندهمسری، زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر و احیاناً شوهر وا میدارد و محیط زناشویی را- که باید محیط صفا و صمیمیت باشد- به میدان جنگ و جدال و کانون کینه و انتقام تبدیل میکند. دشمنی و رقابت و عداوت میان مادران به فرزندان آنها نیز سرایت میکند، دودستگیها و چنددستگیها به وجود میآید، محیط خانوادگی- که اولین مدرسه و پرورشگاه روحی کودکان است و باید الهام بخش نیکی و مهربانی باشد- درس آموز نفاق و نامردی میگردد.
در اینکه تعدد زوجات زمینه همه این آثار ناگوار تربیتی است شکی نیست. اما یک نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه باید دید چقدر از این آثار ناشی از طبیعت تعدد زوجات است و چقدر از آنها ناشی از ژستی است که مرد و زن دوم میگیرند.
به عقیده