مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤ - نظر یک بانوی روانشناس
یک بانوی فرانسوی به نام بئاتریس ماریو درج شده بود. این خانم طبق مندرجات آن مقاله دکتر در روانشناسی است، روانشناس و روانکاو مخصوص بیمارستانهای پاریس است و خودش نیز مادر است و سه فرزند دارد.
در قسمتهایی از این مقاله نیازمندیهای یک زن- در حالی که باردار یا بچهدار است- به محبت و مهربانی شوهر به خوبی تشریح شده است. میگوید:
«از وقتی که یک زن حس میکند که بزودی بچهدار خواهد شد شروع میکند به نگریستن، جستجوکردن و بو کشیدن بدن و اندام خود، مخصوصاً اگر بچه اولش باشد. این حالت کنجکاوی بسیار شدید است، درست مثل اینکه زن با خود بیگانه است، میخواهد وجود خویشتن را کشف کند.
وقتی که زن نخستین ضربههای کوچولوی بچهاش را در شکم خویش احساس کرد شروع میکند به گوش دادن به همه صداهای اندام خود.
حضور موجود دیگری در بدن زن چنان سعادت و خوشحالی به او میدهد که کم کم میل به انزوا و تنهایی پیدا میکند و از دنیای خارج قطع ارتباط میکند، زیرا میخواهد با کوچولویی که هنوز به دنیا نیامده است خلوت کند ...
مردها در روزهای آبستنی همسرانشان وظایف بسیار مهمی به عهده دارند و متأسفانه همیشه از انجام این وظایف شانه خالی میکنند. مادر آینده نیاز دارد که حس کند شوهرش او را میفهمد، دوست دارد و پشتیبان اوست وگرنه وقتی دید که شکمش بالا آمده است، زیباییاش لطمه خورده، حالت استفراغ دارد و از زایمان میترسد، همه این ناراحتیها را به حساب شوهرش خواهد گذاشت که او را آبستن ساخته است ... مرد وظیفه دارد که در ماههای آبستنی بیشتر از پیش در کنار زنش باشد. خانواده به پدری مهربان نیاز دارد تا زن و بچهها بتوانند از همه مشکلات و شادیها و اندوههای خود با او حرف بزنند، حتی اگر حرفهایشان بیمعنی یا خسته کننده باشد. زن آبستن خیلی نیازمند آن است که از بچهاش با او حرف بزنند. تمام غرور و افتخار یک زن مادر شدن اوست و وقتی احساس کند که شوهرش نسبت به کودکی که او بزودی به دنیا خواهد آورد بی اعتناست، این احساس غرور و افتخار جایش را به احساس حقارت و بیهودگی میدهد، از مادر بودن بیزار میشود و آبستنی برایش معنی یک «احتضار» پیدا میکند. ثابت شده است که چنین زنانی