مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - نظر آیت اللَّه حلّی
تعطیل و بلا استفاده ماندن مال و ثروت نشود.
فرض کنید مال مورد اختلاف گوهر یا شمشیر یا چیز دیگری از این قبیل است و هیچ یک از آنها حاضر نیست سهم خود را به دیگری بفروشد، اما هر دو نفر حاضرند آن را دو نیم کنند و هر کدام نیمی از آن را ببرد؛ یعنی کار لجاجت را به آنجا کشاندهاند که توافق کردهاند آن مال را از ارزش بیندازند. بدیهی است گوهر یا شمشیر یا اتومبیلی که دو نیم بشود از ارزش میافتد. آیا اسلام اجازه میدهد؟ خیر، چرا؟ چون تضییع مال است.
علامه حلّی از بزرگان درجه اول فقهای اسلام میگوید: اگر آنها بخواهند چنین کاری بکنند حاکم باید جلو آنها را بگیرد. توافق صاحبان ثروت کافی نیست که به آنها اجازه چنین کاری داده شود.
بن بست طلاق
اکنون ببینیم در مسأله طلاق چه باید کرد. اگر مردی سر ناسازگاری دارد، حقوق و وظایفی را که اسلام برعهده او گذاشته است که بعضی مالی است (نفقات) و بعضی اخلاقی است (حسن معاشرت) و بعضی مربوط به امر جنسی است (حق همخوابگی و آمیزش) انجام نمیدهد، خواه هیچ یک از این حقوق و وظایف را ادا نکند یا بعضی از آنها را، در عین حال حاضر هم نیست زن را طلاق دهد؛ در اینجا چه باید کرد؟ آیا اصل لازم و مورد اهمیتی از نظر اسلام وجود دارد که اسلام به حاکم یا قاضی شرعی اجازه مداخله بدهد (همان طوری که در مورد اموال چنین اجازهای میدهد) یا چنین اصلی وجود ندارد؟
نظر آیت اللَّه حلّی
من در اینجا رشته سخن را به دست یکی از فقهای طراز اول عصر حاضر، آیت اللَّه حلّی، مقیم نجف اشرف میدهم. معظم له در رسالهای به نام «حقوق الزوجیه» در باره این مطلب نظر دادهاند.
خلاصه نظریه ایشان در آنچه مربوط به حقوق زن و امتناع مرد است این است:
«ازدواج پیمان مقدسی است. در عین حال نوعی شرکت میان دو انسان است و یک