مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧ - آیا بعضی ازدواجها سرطان است و زن باید بسوزد و بسازد؟
چاره اندیشی نکرده باشد؟! مگر ممکن است اسلام قوانین خود را به صورتی وضع کند که نتیجهاش این باشد که بیچارهای مانند یک بیمار سرطانی رنج بکشد تا بمیرد؟!.
موجب تأسف است که برخی افراد با اینکه اقرار و اعتراف دارند که اسلام دین «عدل» است و خود را از «عدلیه» میشمارند، اینچنین نظر میدهند. اگر بنا بشود قانون ظالمانهای را تحت عنوان «سرطان» به اسلام ببندیم، مانعی نخواهد بود که قانون ستمگرانه دیگری را به عنوان «کزاز» و قانون دیگری را به بهانه «سل» و قانون دیگری را به عنوان «فلج اعصاب» و قوانین ستمگرانه دیگری را به بهانههای دیگر بپذیریم.
اگر اینچنین است پس اصل «عدل» که رکن اساسی تقنین اسلامی است کجا رفت؟ «قیام به قسط» که هدف انبیاست کجا رفت؟.
میگویند: سرطان. عرض میکنم: بسیار خوب، سرطان. آیا اگر بیماری دچار سرطان شد و با یک عمل ساده بشود سرطان را عمل کرد، نباید فوری اقدام کرد و جان بیمار را نجات داد؟.
زنی که به همسری مردی برای زندگی با او تن میدهد و بعد اوضاع و احوال به صورتی درمیآید که آن مرد از اختیارات خود سوء استفاده میکند و از طلاق زن نه به خاطر زندگی و همسری بلکه برای اینکه از ازدواج آینده او با یک شوهر واقعی و مناسب جلوگیری کند و به تعبیر قرآن او را «کالمعلّقه» نگه دارد خودداری میکند، حقاً چنین زنی مانند یک بیمار سرطانی گرفتار است. اما این سرطان سرطانی است که به سهولت قابل عمل است. بیمار پس از یک عمل ساده شفای قطعی و کامل خود را باز مییابد. این گونه عمل و جراحی به دست حاکمان و قاضیان شرعی واجد شرایط امکان پذیر است.
همچنانکه در مقالات پیش اشاره کردیم یکی از دو مشکل بزرگ در جامعه ما امتناعهایی است که برخی مردان ستمگر از طلاق میکنند و از این راه به نام دین و به بهانه دین ستم بزرگی مرتکب میشوند. این ستمگریها به ضمیمه آن طرز تفکر غلط به نام اسلام و دین که میگوید زن باید این گونه ستمها را به عنوان یک سرطان غیرقابل علاج تحمل کند، بیش از هر تبلیغ سوء دیگر علیه اسلام اثر گذاشته است.
با اینکه بحث در این مطلب جنبه فنی و تخصصی دارد و از حدود این سلسله مقالات خارج است، لازم میدانم اندکی در اطراف این مطلب بحث کنم تا بر بدبینان