مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٥ - پاسخهای استاد
محرک ما در بحث استدلالی با بیان ادلّه و مدارک این مسأله.
اولًا مردم بیاعتقادی که بر دستورهای اسلام اعتراض میکنند به این مقدار از بیانها که از آقای مطهری صادر میشود قانع نمیشوند (وَلَنْ تَرْضی عَنْک الْیهودُ وَلَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ). شما برای جلب آنان به اسلام میگویید اسلام مانع ورود زن در اجتماع و رانندگی کردن و فروشندگی کردن نمیشود و دستورهای خانه نشینی زن را به عنوان توصیههای اخلاقی و امور غیرلازم از اسلام حذف میکنید؛ ولی آنها به این قدر قانع نمیشوند؛ از شما توقع دارند که تمتعات جنسی غیر از زنا را نیز حلال کنید و اگر در این مرحله هم تسلیم آنها شوید پیشنهاد میکنند که چه مانعی دارد که زنا با قرص جلوگیری تجویز شود و هلمّ جرّا.
حقیقت این است که هر سخنی را هر کسی نمیپذیرد و برای این انکارها و اعتراضها ریشههایی غیر از ندانستن فلسفه احکام اسلام وجود دارد. قالَ تَعالی: سَاصْرِفُ عَنْ ایاتِی الَّذینَ یتَکبَّرونَ فِی الْارْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ، وَ انْ یرَوْا کلَّ ایةٍ لایؤْمِنوا بِها، وَ انْ یرَوْا سَبیلَ الرُّشْدِ لایتَّخِذوهُ سَبیلًا، وَ انْ یرَوْا سَبیلَ الْغَی یتَّخِذوهُ سَبیلًا، ذلِک بِانَّهُمْ کذَّبوا بِایاتِنا وَ کانوا عَنْها غافِلینَ. ثانیاً شما با وارد ساختن متدینین به دلائل احکام و فقیه ساختن آنان خوب است که آنان را در برابر اسلام و بزرگان اسلام متواضع کنید نه آنکه با تعبیرهایی که نشان میدهد که تنها شما به اسلام خدمت میکنید و بس آنان را نسبت به دیگران بدبین و گستاخ کنید.
پاسخ مردم ازمادر بیاعتقاد نزاییدهاند، بالعکس متمایل و علاقهمند و به نوعی معتقد زاییده شدهاند (کلُّ مَوْلودٍ یولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ ...). آنچه مردم را بیاعتقاد کرده و میکند این است که تا خود مستند به سائقه فطرت و مطابق دستور قرآن تعقل کنند و بصیرت یابند فوراً آنها را مصداق «لَنْ تَرْضی عَنْک الْیهودُ وَلَا النَّصاری» و مصداق «سَاصْرِفُ عَنْ ایاتِی الَّذینَ یتَکبَّرونَ فِی الْارْضِ» قرار دادیم. کدام دستور اسلام را العیاذباللَّه ما حذف کردهایم؟! خدا ذلیل و بیچاره کند تهمت زن را. اگر امثال این کتاب که تقدم فلسفه اسلام را بر همه فلسفههای بشری ثابت میکند مردم را در برابر اسلام و بزرگان اسلام متواضع نکند چه کتابی میکند؟! مگر مقصود ما از بزرگان اسلام پیشنمازهای وجوهات بگیری باشد که کوچکترین خدمتی به اسلام نمیکنند، فقط خوب مال امام را مستهلک میکنند، و مقصود از خضوع هم پرداختن وجوه به چنین افراد بیهنر و