مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - نظریه ویل دورانت
... زن از مرد شکیباتر است. گرچه شجاعت مرد در کارهای خطیر و بحرانی زندگی بیشتر است اما تحمل دائمی و روزانه زن در مقابل ناراحتیهای جزئی بیشمار بیشتر است ... جنگجویی زن در وجود دیگری است؛ زن سربازان را دوست دارد و از مرد توانا خوشش میآید؛ در مشاهده قدرت، نوعی عامل عجیب خوشی فرودستانه (مازوشیستیک) او را تحریک میکند، اگرچه خودش قربانی این قدرت باشد.
... این خوشی دیرین در لذت از قدرت و مردانگی، گاهی بر احساسات اقتصادی زن نوین غالب میآید چنانکه گاهی ترجیح میدهد با دیوانه شجاعی ازدواج کند.
زن به مردی که فرماندهی بلد است با خوشحالی تسلیم میشود. اگر این روزها فرمانبرداری زن کمتر شده است برای آن است که مردان در قدرت و اخلاق ضعیفتر از پیش شدهاند ... توجه زن به امور خانوادگی است و محیط او معمولًا خانه خویش است. او مانند طبیعت عمیق است اما مانند خانه محدود خود محصور هم هست.
غریزه او را به سنن دیرین میپیوندد. زن نه در ذهن اهل آزمایش است نه در عادت (باید بعضی از زنان شهرهای بزرگ را استثنا کرد). اگر هم به عشق آزاد رو میآورد نه برای آن است که در آن آزادی میجوید، بلکه برای آن است که در زندگی خود از ازدواج معمولی با یک مرد مسؤول مأیوس شده است. اگر گاهی در سالهای جوانی مفتون عبارات و اصطلاحات سیاسی میگردد و احساس خود را به همه جنبههای انسانی بسط میدهد، پس از یافتن شوهر وفاداری از تمام آن فعالیتها چشم میپوشد و به سرعت خود و شوهرش را از این فعالیت عمومی بیرون میکشد و به شوهرش یاد میدهد که حس وفاداری شدید خود را به خانه محدود کند. زن بی اینکه نیاز به تفکر داشته باشد میداند که تنها اصلاحات سالم از خانه برمیخیزد.
زن آنجا که مرد خیالی سرگردان را به مرد فداکار و پای بست به خانه و کودکان خود تبدیل میسازد، عامل حفظ و بقای نوع است. طبیعت به قوانین و دولتها اعتنا ندارد؛ عشق او به خانه و کودک است، اگر در حفظ اینها موفق شود به دولتها بیقید و بی علاقه است و به کسانی که سرگرم تغییر این قوانین اساسی هستند میخندد. اگر امروز طبیعت در حفظ خانواده و کودک، ناتوان به نظر میرسد برای آن است که زن مدتی است که طبیعت را از یاد برده است. ولی شکست طبیعت همیشگی نیست، هر وقت که بخواهد میتواند به صدها مصالحی که در ذخیره دارد برگردد. هستند اقوام و نژادهای دیگری که در وسعت و عده از ما بیشترند و طبیعت، دوام قطعی و