مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٨ - علاقه جنسی یا گناه ذاتی در جهان قدیم
در آن نقاط دنیا نیز که دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است ادیان و راهبانی بودهاند که طرفداری از تجرد میکردهاند، مانند اسنیتها در میان یهودیان ... و بدین طریق یک نهضت عمومی ریاضت در دنیای قدیم ایجاد شد. در یونان و روم متمدن نیز طریقه کلبیون جای طریقه اپیکور را گرفت ... افلاطونیان نو نیز به اندازه کلبیون ریاضت طلب بودهاند.
از ایران این عقیده (دکترین) به سمت باختر پخش شد که ماده عین تباهی است و به همراه آن این اعتقاد به وجود آمد که هرگونه رابطه جنسی ناپاک است و این عقیده با جزئی اصلاح، اعتقاد کلیسای مسیحیت محسوب گردید.» [١]
این عقیده قرنها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترسآور و نفرتانگیز خود قرار داده و به عقیده روانکاوان نفوذ این عقیده اختلالات روانی و بیماریهای روحی فراوانی را موجب شده است که از این جهت مانند ندارد.
منشأ پیدایش این گونه افکار و عقاید چیست؟ چه چیز سبب میشود که بشر به علاقه و میل طبیعی خود به چشم بدبینی بنگرد و در حقیقت جزئی از وجود خود را محکوم کند؟ مطلبی است که مورد تفسیر متفکرین قرار گرفته است و ما اکنون درصدد کاوش در آن نیستیم؛ مثلًا علل گوناگونی میتوانند در گرایش بشر به این گونه افکار و آراء دخیل باشند.
ظاهراً علت اینکه فکر پلیدی «علاقه و آمیزش جنسی» در میان مسیحیان تا این حد اوج گرفت، تفسیری بود که از بدو تشکیل کلیسا از طرف کلیسا برای مجرد زیستن حضرت عیسی مسیح صورت گرفت. گفته شد علت اینکه مسیح تا آخر مجرد زیست، پلیدی ذاتی این عمل است و به همین جهت روحانیین و مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و «پاپ» از میان اینچنین افرادی انتخاب میشود. به عقیده ارباب کلیسا تقوا ایجاب میکند که انسان از ازدواج خودداری کند. راسل میگوید:
«در رسالات قدّیسین به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمیخوریم، ولی در
[١]. زناشویی و اخلاق، ص ٢٥ و ٢٦