مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت
روی شانه او گذاشته است. اگر پسران ادعا کنند که چرا قانون ما را ملزم به جلب موافقت پدران یا مادران نکرده است، آنقدر دور از منطق نیست که کسی به نام دختران به لزوم جلب موافقت پدران اعتراض کند.
من تعجب میکنم از کسانی که هر روز با داستانهایی از قبیل داستان بیوک و زهره و عادل و نسرین مواجه هستند و میبینند و میشنوند و باز هم دختران را به تمرد و بی اعتنایی نسبت به اولیایشان توصیه میکنند.
این کارها از نظر من نوعی تبانی است میان افرادی که مدعی دلسوزی نسبت به زن هستند و میان صیادان و شکارچیان زن در عصر امروز؛ اینها برای آنها طعمه درست میکنند، تیرآوری مینمایند و شکارها را به سوی آنها رم میدهند.
نویسنده «چهل پیشنهاد» در شماره ٨٨ مجله زن روز میگوید:
«ماده ١٠٤٣ مخالف و ناقض همه مواد قانونی مربوط به بلوغ و رشد است، و نیز مخالف اصل آزادی انسانها و منشور ملل متحد است ...».
مثل اینکه نویسنده چنین تصور کرده است که مفاد ماده مزبور این است که پدران حق دارند از پیش خود دختران را به هرکس که بخواهند شوهر دهند یا حق دارند بی جهت مانع ازدواج دختران خود بشوند.
اگر اختیار ازدواج به دست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت ازدواج بدانیم، آنهم به شرط اینکه پدر سوء نیت یا کج سلیقگی خاصی که مانع ازدواج دختر بشود نداشته باشد، چه عیبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ این یک احتیاط و مراقبتی است که قانون برای حفظ زنِ تجربه نکرده کرده است و ناشی از نوعی سوء ظن به طبیعت مرد است.
نویسنده مزبور میگوید:
«قانونگذار ما دختر را در سن سیزده سالگی، پیش از آن که رشد فکری پیدا کند و اصولًا معنی ازدواج و همسر بودن و همسر داشتن را به درستی درک کند، صالح برای ازدواج میداند و اجازه میدهد یک چنین موجودی که هنوز برای خرید و