ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٧١ - متنبى- احمد بن حسين بن حسن بن عبد الصمد
محضرى داير بر بطلان دعوى او و رجوع وى بدين مقدّس اسلامى نويسانده و خلاصش گردانيد، اينك بعد از اين فشار فقط طالب شهرت ادبى گرديد و از آنرو كه اشعار او رواجى تمام داشت و مورد توجه ملوك وقت بوده و در احضار او بيكديگر مسابقت ميكردند اينك بشام و مصر و بغداد و فارس على الترتيب مسافرتها كرد، محل عنايت سيف الدولة بن حمدان ملك شام و كافور اخشيدى والى مصر و خليفه وقت بغداد و عضد الدوله ديلمى حكمران فارس گرديد پس بمصاحبت پسرش محسد و غلامش مفلح ببغداد مراجعت نمود تا فاتك بن ابى جهل اسدى با چندى از ياران خود در اثناى راه در موضعى صافيه نام در قرب نعمانيّه در سمت غربى بغداد با وى مصادف شده و مقاتله كرده و بقتلش آورد و يا بنوشته بعضى، متنبىّ بعد از احساس مغلوبيّت رو بفرار گذاشت پس غلامش مفلح گفت روا نباشد كه اين شعر را:
الخيل و الليل و البيداء تعرفنى |
و السيف و الرمح و القرطاس و القلم |
|