ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٤٢ - معزى سمرقندى- محمد بن عبد الملك
حالش بعنوان عزيز باللّه نگارش يافته خليفه وى گرديد.
(ص ١٢٨ ج ١ و ٢٢١ ج ٢ كا و ٢٠٥ لس و غيره)
معزى سمرقندى- محمد بن عبد الملك
- سمرقندى، از مشاهير شعراى نامى فرس ميباشد كه در عهد سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوى ظهور كرد، در عهد سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقى (٤٦٥- ٤٨٥ ه ق- تسه- تفه) سيّمين ملوك سلاجقه ايرانى ترقى يافت تا در عهد ششمين ايشان سلطان سنجر (٥١٢- ٥٥٢ ه ق- ثيب- ثنب) بمقامى بس عالى رسيده و بمنصب امير الامراء و ملك الشعراء مفتخر شد و بجهت انتساب بسلطان سنجر كه لقب ناصر الدين و معز الدين داشته به معزى و امير معزى شهرت يافت بلكه بنوشته مجمع الفصحاء پيش از سلطان سنجر از عهد ملكشاه (كه او نيز علاوه بر جلال الدين ملقب به معز الدين هم بوده) لقب معزى داشته است. بهرحال معزى با كمال عزت و جلالت ميزيسته و تمامى شعراى معاصر او مدحتش گفته و خدمتش ميكردند، بفصاحت و استادى وى اذعان داشتند و محض از راه مفاخرت ابيات او را تضمين ميكردند، ديوان معزى بنوشته بعضى در حدود پانزده هزار بيت داشته و يك نسخه آنكه در كتابخانه مجلس طهران ميباشد در حدود سيزده هزار و سيصد بيت دارد و دو نسخه ديگر نيز كه شماره ابيات يكى پنج هزار و ديگرى در حدود هشت هزار و چهارصد بيت ميباشد بشماره ١٩٤ و ١٩٥ در كتابخانه مدرسه سپهسالار جديد طهران موجود ميباشند. سلطان سنجر در شب عيد فطر بعد از رؤيت هلال، معزى را كه نيز حاضر بوده امر ببديهه گوئى آن حال نمود، معزى نيز در دم اين شعر را گفت:
اى ماه چو ابروان يارى گوئى |
يا همچو كمان شهريارى گوئى |
|
نعلى زده از زرّ عيارى گوئى |
در گوش سپهر گوشوارى گوئى |
|