ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦٢ - مفيد- محمد بن محمد بن نعمان
قاضى، معنى مولى را كه در آن حديث است پرسيد قاضى گفت بمعنى اولى است شيخ گفت پس اين اختلاف شيعى و سنّى در تعيين امام براى چيست؟ قاضى گفت خلافت ابو بكر درايت است و حديث غدير روايت و مرد عاقل درايت را بجهت روايت ترك نكند. شيخ صحت و سقم اين حديث شريف نبوى ص: يا علىّ حربك حربي و سلمك سلمى را استفسار نمود قاضى صحت آن را نيز تصديق كرد، شيخ وضعيّت اصحاب جمل را كه با حضرت على ع جنگ و حرب كردند استكشاف نمود قاضى گفت كه ايشان توبه كردند، شيخ گفت حرب ايشان درايت است و توبه روايت پس قاضى ساكت شد. بعد از استعلام از اسم شيخ برخاسته و شيخ را در جاى خودش برنشانيد و گفت: انت المفيد حقا، علماى حاضر مجلس متغيّر شدند قاضى گفت اينك از جواب او درماندهايم شما جوابش را بگوئيد تا برخاسته و باز در مقام اولى خود بنشيند. اين قضيه مسموع عضد الدوله ديلمى گرديد محض اظهار قدردانى از اين خدمت دينى آن عالم ربّانى، يك غلام و يك جبّه و دستار نيكو و يك مركب خاص با زين و لجام زرّين و صد دينار زر خليفتى كه هردينارش معادل ده دينار معمولى (طلاى مسكوك هيجده نخودى) بوده بشيخ بخشيد و نيز روزى ده من نان و پنج من گوشت براى حاضرين مجلس شيخ مقرّر فرمود و بعد از اين قضيه شيخ، به لقب مفيد معروف و مشتهر گرديد.
از كتاب سرائر ابن ادريس نقل شده كه چون شيخ از مولد خود عكبرى ببغداد آمد در حوزه درس ابو عبد اللّه جعل مشغول تحصيل بود تا روزى بهدايت على بن ياسر در مجلس درس على بن عيسى رمانى حاضر گرديد، در آن حال مردى بصرى وارد و خبر غار و غدير را از رمانى سؤال نمود، رمانى گفت خبر غار درايت است و حديث غدير روايت و البته درايت بر روايت مقدّم است پس آن مرد بصرى ساكت شد و بيرون رفت، بعد از اندكى شيخ، حكم محاربهكنندگان با امام زمان را از رمانى سؤال نمود گفت كافر پس گفت فاسقند، شيخ امامت حضرت على ع را استفسار نمود رمانى تصديق نمود، شيخ حال طلحه و زبير را (كه در وقعه جمل از محاربهكنندگان با آن حضرت بودهاند) پرسيد