ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٤٥ - معلم ثالث
ميرفت، بلكه ابو على بتمامى تلامذه خود ترجيحش ميداد و توقيرش ميكرد و ميگفت كه معصومى نسبت بمن بمنزله ارسطو ميباشد نسبت بافلاطون. معصومى سالها بعد از استاد خود در اصفهان تدريس ميكرد تا در حوالى چهارصد و پنجاهم هجرت درگذشت و در هريك از حفظ الصحة و شرح كلمات متقدمين و مفارقات عقليه و منطق كتابى تأليف داده است.
(ص ٥٦٩ ج ٢ مه و ١٢ مر)
معلم[١]
معلم اول- ارسطو
- كه ارسطو طاليس و رسطاليس و ارسطاطاليس نيز گويند رئيس حكماى مشائى، فيلاسوف اعظم روم، اعقل و افهم تلامذه افلاطون بود. افلاطون در غياب او درس نگفته و تعطيل ميكرد و اگر تكليف بتدريس مينمودند ميگفت كه هنوز عقل حاضر نشده كنايه از آنكه كسى كه قوه فهم و ادراك و تعقل مقالات افلاطونى را داشته باشد بجز ارسطو نيست. در روضات الجنّات گويد سبب معلّم اوّل گفتن ارسطو چنانچه مسموع افتاد آنكه وى نخستين واضع علم منطق بوده و نخستين كسى است كه مذهب تناسخ را ابطال نمود و هم اوّلين كسى است كه مطالب سخيفه و موهومه را از ميان مطالب حكمت برانداخت و راه استدلال و اثبات مدّعى با دليل و برهان منطقى را باز نمود و الّا پيش از او مطالب حكمت و فلسفه را از راه تقليد اخذ مىكردهاند. وفات ارسطو در سال سيصد و بيست و دويم مقدم ميلادى در شصت و دو سالگى واقع گرديد. (ص ١٨٣ مر و سطر ٢٧ ص ٣٤٦ ت)
معلم ثالث-
در بعضى از عبارات ميرداماد اشاره بخودش است و علّامه معاصر در چندين جا از كتاب ذريعة ابن مسكويه را كه در باب كنى بهمين عنوان خواهد آمد بهمين وصف معلّم ثالث ستوده است.
[١]- معلم- بصيغه اسم فاعل از باب تفعيل، عنوان مشهورى جمعى از اكابر ميباشد كه بعضى از ايشان را تذكر مىدهد و در اصطلاح رجالى، لقب محمد بن بلال و محمد بن نعمان والد ماجد شيخ مفيد معروف بوده اين است كه خود شيخ مفيد را هم ابن المعلم گويند.