ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٣٢ - محقق- شيخ جعفر بن حسن بن ابى زكريا
اماميّه قرن هفتم هجرت، بسيار جليل القدر و عظيم الشأن، رئيس العلما و فقيه الحكما و بدر العرفاء، وارث علوم ائمّه هدى ع، تبحّر او در تمامى علوم متنوعه دينيّه، تمهّر وى در شعر و انشا و فنون ادب، تحقيق و وثاقت و تدقيق و فصاحت و جامعيّت فضائل نفسانيّه و مكارم اخلاق كماليّه كالشّمس فى رابعة النّهار واضح و آشكار و شهره آفاق و محقّق على الاطلاق ميباشد كه در مضمار مسابقت گوى اين مكرمت را از ديگران ربوده و چنانچه فوقا اشاره شد لفظ محقق در صورت اطلاق و نبودن قرينه با آنهمه كثرت محقّقين و فحول علما تنها باو منصرف است. بسيار سريع الاستحضار، در اثبات مطالب حقّه غامضه اصليّه و فرعيّه و رياضيّه و عقليّه و نقليّه ابصر و در حل مشكلات علميّه افطن اهل عصر بود. بالجملة در ميان علماى شيعه آفتابى است درخشان اشراقات انوار علميّهاش نورافكن تمامى بلاد اسلامى گرديده است.
روزى خواجه نصير طوسى حاضر درس محقّق گرديد، محقّق خواست كه محض تجليل مقام خواجه درس را قطع كند لكن خواجه مانع شد و اكمال درس را درخواست نمود پس محقّق باز هم مشغول بود تا رشته كلام به استحباب تياسر در قبله اهل عراق رسيد، پس خواجه فرمود: من القبلة او الى القبلة (حاصل اين اعتراض آنكه اگر تياسر يعنى ميل بطرف چپ كردن از نقطه قبله بغير آن است حرام و اگر از غير نقطه قبله بسوى نقطه قبله است واجب است و در هرصورت استحباب بىمورد ميباشد) محقّق در جواب فرمود، بل من القبله الى القبلة خواجه نيز سكوت ورزيد. محقّق بعد از اين قضيه، رساله مفردهاى در خصوص استحباب تياسر قبله عراقى تأليف داده و بخواجه فرستاده و مورد استحسان خواجه گرديد. بديهى است كه حضور خواجه با آنهمه عظمت علمى آفاقى كه داشته در درس محقّق و
- علما و ارباب تحقيق و نظر ميباشد و در اصطلاح علما، در جايى كه مطلق و بدون قرينه ذكر كنند و يا مقيد بكلمه اول يا لفظ حلى نمايند عبارت از شيخ جعفر بن حسن صاحب شرايع بوده و در جايى كه مقيد بكلمه ثانى يا كركى نمايند عبارت از شيخ على بن عبد العالى است و گاهى از اين هردو بعبارت محققان تعبير مىكنند و شرح حال بعضى از اكابر را كه موصوف بهمين وصف محقق هستند بضميمه قيود منضمىشان مثل اردبيلى و بحرانى و مانند آنها مينگارد.