ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٩٦ - ملك النحاة- حسن بن صافى بن عبد اللّه بن نزار
ملك النحاة- حسن بن صافى بن عبد اللّه بن نزار
- بغدادى، مكنّى به ابو نزار، معروف به ملك النحاة، از مبرّزين علماى نحو و اديبى است فصيح بليغ ذكى شاعر ماهر، در عصر خود بتمامى نحويين مقدّم، فضل و كمالات او پيش همهكس مسلّم. وى براى تحصيل علم مسافرتها كرد، نحو را از فصيحى سابق الذكر فراگرفت، از كثرت عجب و غرورى كه داشته سيبويه را يكى از رعايا و خانهنشينهاى خود حساب ميكرد، ابن جنى نحوى را غاشيه بردار خود مىپنداشت بلكه لقب مذكور ملك النحاة در اثر غرور از خودش بوده است، هركسى كه بدين لقب خطابش ننمودى مورد عتابش بودى و طرايفى در باب عجب و غرور وى منقول است. گويند كه همواره علما را استخفاف كردى و درباره هريك از ايشان گفتى كه يكى از سگها است تا آنكه شخصى بدو گفت كه در اين صورت تو ملك النحاة نبوده و ملك الكلاب هستى پس بسيار در غضب شد و گفت اين گستاخ و فضول را از مجلس بيرونش كنيد. در نحو و صرف و فقه و اصول و كلام مصنّفات بسيارى دارد:
١- اسلوب الحق در تعليل قرائات عشره ٢- اصول الدين ٣- الحاكم در فقه شافعى ٤- الحاوى در نحو ٥- ديوان شعر كه به ديوان ابى نزار معروف است ٦- العمدة در نحو ٧- المسائل العشر المتعبات الى الحشر ٨- المقامات كه ديوان شعرش است ٩- المقتصد در صرف و غيرها. صاحبترجمه بسال پانصد و شصت و هشتم يا نهم هجرت در حوالى هشتاد سالگى در دمشق درگذشت. بعد از وفات او در خوابش ديده و از جريانات عالم قبر و برزخش استفسار نمودند گفت اين قصيده را:
يا هذه اقصرى عن العذل |
فليس فى الحقّ و يك من قبل |
|
يا ربّ ها قد اتيت معترفا |
بما جنته يداى من زلل |
|
ملآن كفّ بكلّ مأثمة |
صفر يد من محاسن العمل |
|
فكيف اخشى نارا مسعّرة |
و انت يا ربّ فى القيامة لى |
|