ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٢ - ملا شاه بدخشانى
ملا سالك-
دو تن از شعراى ايرانى است كه بعنوان سالك قزوينى و سالك يزدى مذكور شدهاند.
ملا سعد تفتازانى- مسعود بن عمر
- بعنوان تفتازانى نگارش يافته است.
ملا شاه بدخشانى-
از مشاهير شعرا و صوفيّه و عرفا ميباشد كه به شاه بدخشانى هم معروف بود، با فضلا و عرفا مجالستهاى بسيارى داشت، اخيرا بمرام ديدار و ملاقات پير و مرشد كامل و اصلى بهندوستان رفته و در لاهور بفيض خدمت ميان شاهمير از سلسله قادريّه موفق شد و چهار ماه با كمال ادب معتكف آستانش بود، در اين مدت مورد توجّه نشد تا روزى آن پير روشنضمير مخاطبش داشته و گفت اى بدخشانى خاره خود را لعل ساخته و در كوره امتحان گداختى برخيز و غسل كن و بيا تا صحبتى كرده باشيم اينك بعد از غسل باجازه ذكر خفى نايل آمد و در اندك وقتى تغيير و ترقى كلى در احوالش ظاهر گرديد، بعد از رحلت پير، بكشمير رفته و در مقابل تخت سليمان باغى و خانقاهى بنا نهاد و در كوه ماران بسر مىبرد تا در عهد شاه جهان ١٠٣٧- ١٠٦٨ ه ق- غلز- غسح) مورد تكفير علما شده و محكوم بقتل گرديد. شاه جهان فتوى ايشان را گرفته و خود بنزد ملا شاه رفت و برعكس مرام ايشان ارادت بدو رسانيد بحدى كه گفتند بدخشانى شاه را سحر كرده و بحكم شريعت خونش حلال و قاتلش مستحق اجر جزيل است پس هركس بحجرهاش رفت و نظرش بر وى ميافتاد اللّه گفته و روى بر خاك مىنهاد داراشكوه پسر شاه جهان نيز بملّا شاه دست ارادت داد. اشعار ملاشاه بسيار و شماره آنها بالغ بپنجاه هزار بوده لكن اصول بحر و قافيه را چندان رعايت نميكرده و از او است:
شود ز يك دل زنده هزار دل زنده |
ز يك چراغ توان صد چراغ روشن كرد |
|
تا مينكنى ز معرفت شيرين كام |
حاصل نشود كام تو از نقل كلام |
|
حلوا حلوا اگر بگوئى صد سال |
از گفتن حلوا نشود شيرين كام |
|
از بستگى خويش اگر واگردى |
بر وارسى خويش مهيّا گردى |
|