ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٩٠ - كمپانى- شيخ محمد حسين بن شيخ محمد حسن
كمال الدين- موسى بن يونس بن منعة بن مالك
- فقيه شافعى، مكنّى به ابو عمران يا ابو الفتح، موصوف به ابن منعة، از اكابر علما و حكماى عامّه ميباشد كه در نحو و صرف و فقه و حديث و تفسير و طب و تاريخ و موسيقى و هندسه و حكمت و هيئت و اكثر علوم شرعيّه و ادبيّه و حكميّه و رياضيّه وحيد عصر خود بود، در اندك زمانى شهرت بىنهايت يافته و مرجع استفاده افاضل گرديد، از بلاد بعيده حاضر حوزه درس او ميشدهاند بلكه گويند كه انجيل و تورات را نيز با دقّت تمام شرح كرده و علماى يهود و نصارى نيز براى حل مشكلات و فهم دقائق آنها بدو مراجعه كرده و درس ميخواندهاند. از تأليفات او است:
١- الاسرار السلطانيّه ٢- عيون المنطق ٣- كشف المشكلات و ايضاح المعضلات ٤- اللغز ٥- مفردات الفاظ القانون. وفات او در سال ششصد و سى و نهم هجرت واقع و احمد رفعت برخلاف تراجم ديگر نام او را يونس نوشته است نه موسى بن يونس.
(ص ٢٧٨٣ ج ٥ س و ٢٥٦ ج ٢ كا و ٩٥ ج ٦ فع)
كمال الدين- ميثم بن على
- در باب كنى بعنوان ابن ميثم خواهد آمد.
كمال الدين- يونس
- بزعم احمد رفعت همان كمال الدين موسى بن يونس فوق است.
كمالى سبزوارى
- از شعراى عهد شاه عباس صفوى ماضى ميباشد كه محاربات او را نظم كرده و عباس نامهاش ناميده است و قصائد بسيارى هم داشته و اسم و مشخّص ديگرى بدست نيامد. در سال يك هزار و بيستم هجرت درگذشته و از او است:
چنان تنگ شد عرصه داروگير |
كه چون آستين خورد صدچين نفير |
|
دليران آهنقبا را شكاف |
چو مقراض از فرق سر تا بناف |
|