ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦٣ - مباركيه
كه هفت يا هشت ساله بوده و دورتر از قافله راه ميرفت، راحله و زادى هم نداشت، پس جلوتر رفته و بعد از سلام گفتم كه بمصاحبت كه اين بيابان را طى ميكنى؟ گفت بمصاحبت حضرت بارى تعالى، جلالت و عظمت وى در نظرم جلوهگر شد، گفتم يا ولدى زاد و راحلهات كجا است و مقصودت چيست؟ فرمود: زادى تقواى و راحلتى رجلاى و قصدى مولاى يعنى زاد و توشه راه من تقوى، راحله و مركب من پايهايم، مقصودم نيز مولاى من است.
عظمت وى ديگر جلوهگر شده گفتم يا ولدى از كدامين خانواده هستى؟ فرمود مطلبى گفتم ديگر بيانم كن فرمود هاشمى گفتم ديگر بيانم كن گفت علوى فاطمى. بعد از اين جمله حديث شعر آن حضرت را نقل كرده و گويد كه پس، از نظرم غايب شد تا آنكه بعد از اداى وظائف حج گروهى را ديدم كه در ابطح دور هم گرد آمدهاند نزديك رفته و ديدم كه همان بزرگوار است كه در راه مكّه ديده بودم، از حاضرين درخواست معرّفى كردم گفتند كه حضرت امام زين العابدين ع است. بالجملة اين عبد اللّه بن مبارك كه با حضرت امام باقر و حضرت امام سجّاد ع معاصر بوده و راوى خبر حج مذكور است غير از عبد اللّه بن مبارك نهاوندى مذكور فوق ميباشد كه بفرموده مناقب از اصحاب حضرت امام رضا ع بوده است كه علاوه بر اختلاف زمان، آن كوفى و از ثقات مشايخ بوده و اين نهاوندى و مجهول الحال است.
بلى دور نيست كه عبد اللّه بن مبارك نهاوندى همان عبد اللّه بن مبارك مروزى باشد كه شرح حالش در باب كنى بعنوان ابن المبارك خواهد آمد. (كتب رجاليه)
مبارك- عبد اللّه بن مبارك
- (كه در اينجا نيز تخفيفا عبد اللّه مبارك گويند) عالمى است ربّانى، عارفى است سبحانى، داراى فضائل ظاهرى و باطنى كه سر مزارش محلّ استجابت دعا ميباشد و مكرّر بتجربه رسيده است. بسال هزار و دويست و چهل و دويم هجرت در شيراز وفات يافت و در سمت شمالى صحن بىبى دختران مدفون شد.
(ص ٤٥٨ عم)
مباركيه-
شعبهايست از اسماعيليّه كه در ضمن عنوان اسماعيليّه مذكور داشتيم.