ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٠٦ - مجنون- بهلول بن عمرو
مجنون- بهلول بن عمرو
- كوفى صوفى، عالم عارف كامل، كاشف از اسرار فنون و معروف به بهلول مجنون، بنوشته روضات، نام اصلى او وهب و بهلول لقبش بوده است (كه بضمّ اوّل بمعنى سيّد و بزرگ جامع خيرات ميباشد).
در مجالس المؤمنين گويد: بهلول بن عمرو، وهيب بن عمرو است و ظاهر آن نيز آنكه بهلول لقب وى بوده و نامش وهيب است (با صيغه مصغّر). ظاهر كلمات طبقات شعرانى و بعض ديگر از ارباب تراجم آنكه بهلول نام اصلى وى بوده است. در حاشيه كتاب عقلاء المجانين چاپ مصر گويد: ابو وهيب بهلول بن عمرو صيرفى مجنون كوفى، از عقلاى مجانين بوده و كلمات مليحه و نوادر و اشعارى دارد و ظاهرش آنكه نام اصلى او بهلول و ابو وهيب كنيه وى ميباشد، اما لفظ صيرفى ظاهر آن است كه تحريف و تصحيف همان لفظ صوفى است كه از روضات نقل شد. بارى بهلول از اعقل عقلا و اعرف عرفا بود، اشعار طريفه مىگفت، با ابو حنيفه و ديگران مباحثاتى ظريفه داشت و نوادر بسيارى بدو منسوب است.
بنوشته روضات الجنّات از خواص تلامذه حضرت امام جعفر صادق ع و بفنون آداب و حكم و معارف عارف و از جمله مفتيان زمان خود بود و موافق طريقت حقّه جعفريّه فتوى ميداد تا وقتيكه هرون قتل حضرت امام موسى بن جعفر ع را تصميم داده و خواستار فتوى شرعى گرديد. همه مفتيان بلد ببهانه داعيه خروج، به مهدور الدّم بودن آن امام معصوم ع فتوى دادند. فقط بهلول خوددارى نمود و قضيه را پنهانى بعرض حضور آن حضرت رسانيده و خواستار هدايت و ارشاد طريق نجات گرديد، حسب الاشاره آن حضرت تجنّن كرده و در انظار ايشان اظهار سفه و هذيان مينمود تا بدان وسيله حفظ ديانت و احقاق حق و ابطال باطل كند و موفق بوظائف امر بمعروف و نهى از منكر گردد.
چنانكه جابر جعفى سابق الذّكر نيز كه از اصحاب اسرار ائمّه اطهار ع بوده محض اينكه در نشر مناقب ايشان اهتمام داشته والى كوفه مأمور بقتل او و فرستادن سرش نزد خليفه گرديد بدينجهت هنگام رفتن بكوفه از طرف قرين الشرف حضرت امام باقر ع مأمور