ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦٧ - متأخرين
مىبست، در آن حال بعضى از ميوهها را خورده و هستهاش را بسر مردمان ميانداخت و بعد از آن اعتذار مينمود. در تدريس و تعليم نيز بسيار بخيل بود، براى تدريس كتاب سيبويه بكمتر از صد دينار (طلاى مسكوك هيجده نخودى) راضى نميشد و تأليفاتى بدو منسوب بوده و در سال سيصد و چهل و پنجم هجرت درگذشت.
(ص ٧١٢ ت و ٢٥٤ ج ١٨ جم)
متأخرين-
مانند كلمه متقدّمين در السنه داير و در ضمن شرح حال اغلب اكابر مذكور و دانستن معنى مراد از آنها محل توجه اهل فضل ميباشد. پرواضح است كه اين قبيل الفاظ از امور نسبيّه ميباشد و ممكن است كه چيزى يا شخصى نسبت بمبدأى ديگر متأخّر باشد لكن در ميان هرقومى مبدء مخصوصى مصطلح شده كه اشخاص پيش از آن را متقدّمين و اشخاص بعد از آن را متأخّرين نامند و اصطلاحات عامّه و خاصّه مختلف بلكه اصطلاح هريك از افراد فريقين نيز با همديگر متغاير است و آنچه را كه در كلمات اهل فنّ بنظر رسيده ثبت اوراق مينمايد:
در فوائد البهيّة گويد كه سلف از ابو حنيفه است تا محمد بن حسن و خلف از محمد بن حسن است تا شمس الائمّه حلوانى (متوفى ٤٤٨ يا ٤٤٩ ه ق) و متأخرين از شمس الائمّة است تا زمان قسط الدين بخارى، اگرچه كلمه متقدّمين را ذكر نكرده لكن بحكم مقابله معلوم ميشود كه متقدمين نيز پيش از شمس الائمّة را گويند. در قاموس الاعلام گويد: از آنرو كه تأليفات تفتازانى از جهت شرح و تدريس و تحشيه محل رغبت عموم بوده و اكثر كتابهاى سلف را منسوخ گردانيد او را حد فاصل قرار داده و علماى پيش از زمان او را متقدمين و بعد از زمان او را متأخرين نامند و لكن خود ملا سعد تفتازانى در خاتمه مطول گويد تخلص (كه انتقال يافتن از مقدمه كلام باصل مقصد است با رعايت مناسبت) در كلمات متقدّمين كمتر بوده و متأخّرين بملاحظه دلالت كردن آن بر براعت شاعر بدان