ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٦٢ - كشى- محمد بن عمر بن عبد العزيز
فارس را متصرف شد و چندى با مأمورين دولتى محاربه نمود تا بفاصله چند ماه مغلوب گرديد و در شعبان همان سال در حال حيات پدر مقتول و اتباعش نيز بعضى مقتول و بعضى متفرق گرديدند.
(ص ١٠٣ عم و ٣٥٩ ج ١٦ عن و متفرقات ذريعة و غيره)
كشفى- مير صالح ابن سيد عبد اللّه
- مشگين قلم اكبرآبادى از عرفاى عالىمقام سلسله قادريّه ميباشد كه خوارق و كراماتى هم بدو منسوب است، منشى خوشنويس و شاعر ماهر بود، اشعار نغز و طرفه ميگفت، در اشعار فارسى به كشفى و در هندى به سبحانى تخلّص ميكرد، در دربار شاهجهان بدرجه امارت رسيد، در سال يك هزار و شصتم يا شصت و يكم هجرت درگذشت. بنابر اوّل جمله:
قطب هادى مير صالح متقى- ١٠٦٠ مادّه تاريخ وفات او بوده و از اشعارش بدست نيامد.
شرح حال پدرش نيز بعنوان وصفى خواهد آمد و بنوشته خزينة الاصفياء صد و سى و پنج سال عمر داشته است. (ص ٣٥٠ ج ٢ خه و اطلاعات متفرقه)
كشى[١]
كشى- محمد بن عمر بن عبد العزيز
- مكنّى به ابو عمرو، از وجوه و اعيان و ثقات علما و محدّثين اماميّه ميباشد كه بسيار جليل القدر، حسن الاعتقاد و المذهب، از اصحاب و تلامذه محمد بن مسعود عيّاشى سابق الذكر بوده
[١]- كشى- بفتح اول و تشديد ثانى، لقب رجالى ابراهيم بن نصير، محمد بن سعيد، محمد بن عمر بن عبد العزيز صاحب رجال و در صورت اطلاق و نبودن قرينه منصرف بدو ميباشد.
نسبت لفظ كشى بنوشته مراصد و تنقيح المقال به ديهى كش (بر وزن حق) نامى است در سه فرسخى جرجان. نيز در مراصد گويد: كس (با سين بىنقطه) شهرى است مشهور در ارض سند و هم يكى از بلاد سمرقند است و آن در زبان مردم سمرقند و بخارا بكسر اول و تشديد سين بىنقطه و در زبان اهل عراق و غير ايشان بفتح اول است و اينكه بعضى تصحيفش كرده و با شين نقطهدارش خوانند خطا و يا بقول بعضى كس (با سين بىنقطه) معرب كش (با شين بانقطه) است بارى مقصود از اين جمله، تذكر دادن مغايرت كس و كش است والا محمد بن عمر صاحب رجال مذكور فوق چنانچه ظاهر علماى رجال است از همان كش جرجان ميباشد و لكن بقرينه اينكه استادش عياشى از اهل سمرقند بوده احتمال ميرود كه كشى نيز از همان كش سمرقند بوده است.