ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٤ - مجنون عامرى
قيد حيات بوده است. در جامع الاخبار نيز گويد بهلول بمتوكّل وارد شد، متوكّل وضع خوب و بد قصر خود را از وى پرسيد، گفت خوب است اگر دو عيب نباشد پرسيد كه آن دو عيب كدام است گفت: اگر از مال حلال است اسراف شده (و اللّه لا يحبّ المسرفين) و اگر از مال حرام است خيانت كردهاى إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ. از منتخب طريحى نيز نقل است كه بهلول تا زمان متوكّل زنده بوده و هنگامى كه متوكل آب بستن و تخريب و محو آثار قبر مطهّر حضرت حسين بن على ع را تصميم داده و زوّار آن مطاف ملئكه را با قتل تهديد مينمود اين قضيه در مصر مسموع زيد مجنون (كه او نيز مانند بهلول داراى عقلى متين و رأى متقن بوده و اكثر مخالفين را در مقام مناظره محكوم و ملزم مينموده است) گرديد، با ديده گريان و با كمال تأثّر از مصر بكوفه رفت، با بهلول ملاقات نمود، پس از آنكه وحدت مرام ايشان معلوم گرديد دست يكديگر را گرفته و بكربلا رفته و ديدند كه اصل قبر مطهّر سالم و لكن بنيان آن منهدم ميباشد و هرچه تلاش ميكنند كه آب بسوى آن قبر مطهّر روان نمايند آب جريان نميكند. در روضات، همين مقدار از منتخب و غيره نقل كرده و گفته كه در آخر اين قصّه كرامتى هم بزيد نسبت داده و بعد از اينهمه گويد اين مقدار عمر كردن بهلول بنهايت درجه دور از اعتبار است و شاهدى از تواريخ و سير ندارد پس گويد محتمل است كه بهلول متجنّن، متعدّد باشد.
(ص ١٣٦ ت و ٢٠٩ ج ١٥ و ٥٥٥ ج ١٧ عن و ٥٨ لر و ٨٢ ج ١ فوات الوفيات و غيره)
مجنون- سعدون
- بعنوان سعدون نگارش يافته است.
مجنون شاه-
سيد ابو القاسم بعنوان نباتى خواهد آمد.
مجنون عامرى-
در السنه هرطبقه، بهمين لقب مجنون معروف و مشهور (اسم اصليش مهجور بوده است) بلكه همين لقب از صفات خاصه وى گرديده بحدّى كه لفظ مجنون با آنهمه كثرت عقلاى تاريخى موصوف به مجنون (كه بعضى از ايشان در اين مختصر نگارش يافته) باز هم بدو منصرف ميباشد و در صورت اطلاق و نبودن قرينه غير او بخاطر كسى خطور نميكند. نام و نسب و قبيله او بين ارباب سير