ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٥ - كافى اوحد- احمد بن ابراهيم
سمرقندى (متوفاى همين تاريخ ٨٨٧- ضفز) دانسته است پس ظاهر آن است كه در عبد الرزاق كاشى مؤلف تأويلات القرآن با عبد الرزاق سمرقندى مؤلف مطلع السعدين اشتباه اسمى شده است و اللّه العالم و در ذريعه نيز وفات عبد الرزاق كاشى را ما بين دو تاريخ اوّلى مردّد داشته است.
(كف و ذريعة و ١٥٤١ مط و ١٣٥ لس و ٣٨١١ ج ٥ س و سطر ١٤ ص ٣٥٣ ت و غيره)
كاشى- محمد بن شاه مرتضى
- بعنوان شاه مرتضى مذكور شد.
كاغذى- حسين بن على
- بعنوان جعل نگارش يافته است.
كافى اوحد- احمد بن ابراهيم
- ضبى، مكنّى به ابو العباس، ملقّب به كافى اوحد، از وزراى عقلا و عقلاى وزرا و اكابر و فضلاى شعراى مجاهرين اهل بيت عصمت ع بوده و ثعالبى سابق الذكر گويد كه او خليفه و قائممقام صاحب بن عبّاد و اخگرى بوده از آتش فضل و هنر آن وزير روشن ضمير و نهرى بوده از آن بحر محيط كه از كودكى همواره ملازم خدمت صاحب و با وى مصاحب و بآداب و تربيت او متأدّب بوده و از انوار علميّهاش اقتباس نموده است تا از كثرت استعداد فطرى كه داشته در اثر تعليم و تربيت آن وزير سعادت تخمير در حال حياتش بكارهاى شخصى او اختصاص يافته و اخيرا در امور وزارتى نيز خليفه و جانشين وى بوده و بعد از وفات او نيز بوزارت فخر الدوله ديلمى (٣٧٣- ٣٨٧ ه ق- شعج- شفز) منصوب و در اواخر بمصاحبت ابو على حسن بن احمد كه او نيز از تربيتشدههاى صاحب و از مبرّزين ارباب قلم و فضل و كمالش مسلّم بوده متصدى امور وزارتى بوده تا بسال سيصد و نود و نهم هجرت در بروجرد وفات يافت
بموجب وصيّت خودش جنازهاش را بكربلاى معلّى نقل دادند و پسرش ابو القاسم سعيد، نامهاى بابوبكر خوارزمى نوشت و وصيّت پدرش را تذكر داده و درخواست نمود كه محلى در آن ارض اقدس براى دفن پدرش ابتياع كند و بامورات دفن او قيام نمايد اين بود كه بعد از ورود جنازه ببغداد، ابو بكر از شريف طاهر ابو احمد پدر سيد مرتضى درخواست نمود كه بمقدار مدفنى بپانصد دينار (معادل اشرفى طلاى هيجده نخودى)