ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩٣ - مجلسى- ملا محمد باقر بن محمد تقى بن مقصود على
امر بمعروف و نهى از منكر و ترجمه احاديث و اخبار آل محمد و نشر آنها در بلاد عجم و قضاى حوائج مردم و دفع شرّ ظلمه و قلع و قمع صوفيّه و اهل بدعت و ديگر وظائف دينيّه در غايت اشتهار و كالشّمس فى رابعة النّهار واضح و آشكار، دقّت نظر و تبحّر او خارج از حيطه بيان بوده و اين مختصرات گنجايش يك هزارم آنها را ندارد.
از عبد العزيز ناصبى دهلوى نقل است كه اگر دين شيعه را دين مجلسى نامند بجا و بموقع خواهد شد كه رونق آن دين از مجلسى ميباشد پس بهتر آن است كه از در عجز وارد و بقصور قلم شكسته خود از شرح مقامات عاليه علميّه و مراتب ساميه عمليّه آن يگانه مفخر عالم اسلامى اعتراف كرده و طالبين شرح زايد را بكتاب فيض قدسى علّامه محدّث جليل، حاج ميرزا حسين نورى قدّس سرّه كه فقط در تاريخ حيات ادوار زندگانى آن علّامه دهر است هدايت نمايد.
در اينجا بطور اجمال تذكّر ميدهد كه در ترويج دين و احياى شريعت سيد المرسلين ع شايد كمتر كسى بپايه او برسد، خصوصا نشر آثار شريعت مقدّسه در بلاد عجم كه همهگونه اخبار فقه و ادعيّه و قصص و حكايات راجعه بغزوات و معجزات و ديگر شرعيّات را بزبان فارسى ترجمه كرده و در تمامى بلاد اسلامى انتشار داده و سبب هدايت اغلب مردم گرديده و كمتر خانهايست كه در آن از تأليفات فارسى او نباشد. مؤلّفات و مصنّفات طريفه متنوّعه او مثل نام ناميش در غايت اشتهار، مرجع استفاده صغار و كبار، اكابر و فحول عرب و عجم، عالم و عارف، خواصّ و عوام، زنان و اطفال است. سيد مهدى بحر العلوم كه اسم ساميش حاكى از مسمّى ميباشد با آن همه عظمت و تبحّرى كه داشته آرزو مىكرده است كه تمامى مصنّفاتش در ديوان و نامه اعمال مجلسى ثبت شود، در
* گاهى مجلسى كبير نيز گويند چنانچه گاه است كه در مقابل آن، ملا محمد باقر را نيز مجلسى ثانى اطلاق ميكنند. در مستطرفات بروجردى گويد شايد مجلسى گفتن ايشان بجهت انتساب مقصود على مذكور ببعضى از ديهات بوده باشد و در جايى ديدم كه چون مقصود على بسيار نيكو محضر و مجلسآرا بوده و اشعار خوب مىسروده بهمين لقب مجلسى ملقب و هم بدان متخلص گرديده است بارى لفظ مجلسى عنوان بعضى از شعرا هم ميباشد كه شرح حال اجمالى ايشان را مينگارد.