ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٨ - مجنون عامرى
بنام ايشان شهرت دادن و اشعار عاشقانه خود را نيز بنام ايشان منتشر كردن اساسا بىربط بوده و مورد قبول نميباشد البته ممكن است اشعار ديگرى باشعار مجنون و ليلى مخلوط گردد كه امتياز و تفكيك آنها تتبّعى وافى را لازم خواهد داشت.
چنانكه مسموع افتاده بعضى ديگر اين قضيه معاشقه مجنون و ليلى را اساسا تكذيب كرده و از افسانههاى عرفانىاش پنداشتهاند كه بعضى از اكابر عرفا محض اينكه اصول و آداب محبت اللّه و عشق حقيقى را بارباب طريقت و اهل سير و سلوك تلقين نموده و دستور العملى بديشان داده باشند اين قضيه را جعل نموده و در دسترس ايشان گذاشتهاند.
نگارنده گويد: اينكه اين قضيه بطور اكمل و طابق النعل بالنعل قابل تطبيق با اصول محبت اللّه و عشق حقيقى ميباشد از اوضح واضحات بوده و جاى ترديد نميباشد كه محبّ بايد در راه محبوب همهگونه شدائد غيرمتصوره و غيرمنتظره را تحمّل نمايد و تمامى اوصاف او را كه در نظر بيگانه زشت و بدنما باشد كمال حسن و وجاهت پندارد، هرچه را كه از محبوب عايد گردد تمام رأفت و عطوفت تلقى كند، علاوه بر خود او شبيه او را نيز محض شباهت با وى دوستدار باشد، نه تنها وصل بلكه شنيدن اسم او را حيات حقيقى تصور كرده و بمجرّد شنيدنش بيهوش افتد و نظائر اينها كه در قضيه مجنون و ليلى نگارش دادهاند. باوجود اين نشايد و نبايد كه اصل قضيه مجنون و ليلى را كه مصرّح به بسيارى از ارباب سير ميباشد تكذيب نموده و بداستان و افسانه حمل كرد.
در رياض العارفين گويد (و العهدة عليه) عشق مجازى مجنون عامرى قنطره محبت حقيقى گرديد، روى از خلق برتافته و راه بيابان پيش گرفت و بحدّ كمال رسيد چنانچه گويند چون از فوت ليلى خبردار شد گفت: من طالب آن ليلى هستم كه نمىميرد همانا ليلى مجازى را بهانه نموده و مجنون ليلى حقيقى گرديد. نيز تذكّر ميدهد، بقول احمد رفعت، برادر رضاعى امام حسن مجتبى بودن مجنون عامرى روايت شده است، لكن ظاهر اين است كه در اين مطلب اشتباه اسمى شده و آنكه برادر رضاعى امام مجتبى يا امام حسين ع ميباشد قيس بن زريح است نه قيس بن ملوح كه عبارت از مجنون عامرى