بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٦٦ - ب) انديشه ى حكومت جهانى در ديدگاه متفكرين معاصر
سرنخى مهم براى كاوش بدست آورد استفاده از يك مسلك جهانى براى توجيه جهانى بودن حكومت هاست.[١]
از ديگر كسانى كه در قرن بيستم داراى ديدگاه آرمان برون مرزى، جهان شمولى و فرامليتى براى نظام مورد نظر خود بودند، مى توان از «استالين» و «تروتسكى» نام برد كه پس از تشكيل حكومت ماركسيستى اتحاد جماهير شوروى مباحثى را مطرح كرده اند. نظريه هاى آن ها مختلف بود و در تقابل قرار داشت. استالين اعتقاد داشت ابتدا بايد درون كشور را آباد كرده يعنى ابتدا بايد شوروى را ساخت، قوى كرد و به شكل الگو و نمونه درآورد، سپس آن مدينه ى فاضله را به جهانيان عرضه نمود. تروتسكى معتقد بود كه تا جهان پذيرش و آمادگى دريافت پيامهاى «انترناسيوناليستى» و جهان وطنانه ى انقلاب كمونيستى را دارد، مى بايستى به خلق ها كمك كرد تا قيام كرده و كمونيست شوند. امّا هر دو تفكر معتقد به ايجاد حكومتى جهانى منطبق با انديشه ى مورد نظر نظام خود بوده اند. بطورى كه تروتسكى باور داشت كه جهان بزودى به شكل يك كشور واحد كمونيست در خواهد آمد و زمانى كه «لنين» به وى پست كميسارياى عالى امور خارجه را پيشنهاد كرد، او با ناباورى اعلام داشت كه «مگر جهان كمونيزم آينده، خارجه اى خواهد داشت كه وزارت امور خارجه يا كميسارياى عالى امور خارجه اى داشته باشد؟» تروتسكى معتقد بود كه با چند سخنرانى آتشين او، بزودى جهان به پا خواهد خاست و كمونيزم بر بشر و جامعه هاى انسانى چيره مى شود. لذا همه ى جهان يك كشور واحد كمونيست خواهد بود كه خارج و امور خارجه اى نخواهد داشت[٢].
بالاخره مى توان نويسندگانى را نام برد كه درباره ى حكومت جهانى ليبراليسم
[١]ـ لاريجانى، محمد جواد، كاوشهاى نظرى در سياست خارجى، ص ص ٢٣٤ ـ ٢٣٢ .
[٢]ـ ايزدى، بيژن، سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم، ١٣٧١ ش، ص ص ٦٣ ـ ٦١