درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٤٨ - ١ براى حفظ جان آن حضرت
گفتم:فداى شما شوم!براى چه؟
فرمود:
به سبب امرى كه ما اجازه نداريم آن را هويدا كنيم....اى پسر فضل!اين امر، امرى از امرهاى الهى و رازى از رازهاى خدا و غيبى از غيبهاى پروردگار است و زمانى كه مىدانيم خداوند بزرگ مرتبه حكيم است،تصديق مىكنيم كه همه كارهاى او از روى حكمت است؛گرچه علت آن كارها بر ما روشن نباشد. [١]
احمد بن اسحاق،نيز گويد:بر امام عسكرى عليه السّلام وارد شدم و مىخواستم از جانشين پس از وى پرسش كنم.آن حضرت سخن آغاز كرد و فرمود:
...يا أحمد بن إسحاق هذا أمر من أمر اللّه و سرّ من سرّ اللّه و غيب من غيب اللّه...؛ [٢]
اى احمد بن اسحاق!اين،امرى از امر الهى و سرّى از سرّ ربوبى و غيبى از غيب پروردگار است....
بىگمان اين حكمت،اساسىترين دليل بر اين رخداد بزرگ است؛امّا از آنجا كه برخى شيعيان،همواره اين پرسش را مطرح مىكردند،در سخنان پيشوايان معصوم عليهم السّلام به برخى حكمتهاى ظاهرى غيبت آن حضرت نيز اشاره شده است؛از اين رو بدانها نيز اشارهاى گذرا مىكنيم.
١.براى حفظ جان آن حضرت
يكى از امورى كه از نظر عقل و شرع بر همۀ انسانها واجب است،دورى جستن از ضررها و حفظ خويشتن از نابودى است،مگر در مواردى كه پروردگار متعال اجازه فرموده است؛مانند جهاد در راه خداوند.
در بررسى روايات مربوط به غيبت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف درمىيابيم يكى از
[١] .همان،ج ٢،باب ٤٤،ح ١١.
[٢] .همان،باب ٣٨،ح ١.