درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢١١ - ٣ يقين به ظهور امام غايب
مطلوب هم نرسيد،به دليل اهتمام و سعى او،خداوند پاداش كسانى را آن مرحله را درك مىكنند به او خواهد داد.
اين اميدوارى،ناگزير مراحلى را در برخواهد داشت كه برخى بدين قرارند:
١.آگاهى به عدم حضور ظاهرى امام
بسيارى از مواقع،انسان در زندگى كمبودى دارد؛امّا به سبب آن كه به آن كمبود آگاهى ندارد،هرگز در پى رفع آن كمبود هم نمىرود و هرگز براى جبران آن كاستى از خود تلاشى نشان نمىدهد؛پس در نخستين مرحله انتظار،مىبايست آگاه شد كه حجت الهى در پردۀ غيبت است.
٢.احساس نياز به وجود امام حاضر
ممكن است در عصر پنهانزيستى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف كسى به غيبت آن حضرت آگاهى هم داشته باشد؛امّا هرگز به اين ديدگاه نرسيده كه جامعه بشرى نيازمند چنين رهبرى الهى است.به بيان ديگر،مؤلفۀ پيشين وجود دارد؛امّا فرد هرگز به آن حجت الهى احساس نياز پيدا نكرده است.او بر اين باور است كه مردم،چه نيازى به امام معصوم دارند،درحالىكه زندگى خود را سپرى مىكنند.
به طور دقيق،اينگونه است كه چنين كسى هرگز نمىتواند انتظار ظهور حضرتش را درون خود ايجاد كند.و در مقابل،هركس احساس نياز بيشترى به حضور و ظهور امام را در درون خود شاهد باشد،به همان نسبت،روحيه انتظار در او بيشتر است.
٣.يقين به ظهور امام غايب
شكى نيست كسانى كه به ظهور امام غايب يقين ندارند،در انتظار نيز نخواهند بود؛بلكه انتظار براى آنها بىمعنا خواهد بود.همانگونه كه ميلياردها انسان امروزه در حالى زندگى خود را سپرى مىكنند كه هرگز در انتظار راستين آمدن چنين انسانى نيستند؛ چون به آمدن چنين شخصى باور قطعى ندارند.
در مقابل،هر قدر آگاهى و يقين شخص به ظهور امام عليه السّلام بيشتر و عميقتر باشد، انتظارش به آن،بيشتر است.اگر شك و ترديدى در اصل وقوع آن داشته باشد يا