درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣٩ - ٢ پنهان بودن عنوان
روشن است كه همۀ روايات پيشين و احاديثى مانند آن،بر ديده نشدن آن حضرت دلالت دارد و قابل تأويل بر شناخته نشدن،نخواهد بود؛چرا كه صراحت در معناى ديده نشدن دارد.
يكى از نويسندگان معاصر،پس از اشاره به برخى روايات ياد شده،اين نظريه را سادهترين طرح و فرضيه عملى و قابل قبول دربارۀ پنهان شدن حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف و رهايى آن حضرت از ظلم ستمگران دانسته،بر اين باور است با اين گونه اختفا،آن حضرت در پناهگاهى امن به سر برده،هيچ آسيبى نخواهد ديد.سپس مىافزايد:
اينگونه اختفا و پنهانى از راه اعجاز خدايى امكان دارد؛به همانگونه كه ديرزيستى حضرت در طول اين همه سال نيز با اعجاز الهى درست مىشود. [١]
اين برداشت،افزون بر آن كه با معناى لغوى غيبت مطابقت دارد،با رواياتى كه حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف در دوران غيبت را به خورشيد پس ابر تشبيه نموده،همخوانى بيشترى دارد.
٢.پنهان بودن عنوان
اين ديدگاه،بر اين است كه آن حضرت،افزون بر اين كه در جوامع انسانى،عمر شريف خود را سپرى مىكند و مردم را مىبيند،مردم نيز او را مىبينند،امّا او را نمىشناسند.به تعبير ديگر،فقط از نگاه معرفتى و شناختى مردم پنهان است،نه از ديد ظاهرى.
افرادى كه بر اين ديدگاه پافشارى مىكنند به رواياتى استدلال كردهاند؛از جمله به روايتى كه سدير از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه:
در قائم،سنّتى از يوسف است...چرا اين مردم منكرند كه خداى تعالى با حجت خود همان كند كه با يوسف كرد؟در بين ايشان گردش كند و در بازارهاى آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند.تا آنگاه كه خداى تعالى به او اذن دهد كه خود را به آنها معرفى سازد؛همانگونه كه به يوسف اذن داد.... [٢]
[١] .صدر،سيّد محمد،تاريخ غيبت كبرا،ص ٤٨.
[٢] .شيخ صدوق،كمال الدين و تمام النعمة،ج ١،ص ١٤٤،باب ٥،ح ٣.